تولد تولد تولدم مبارک٬ مبارک مبارک تولدم مبارک

ديشب هر چی خواستم بنويسم نشد. منم حوصله نداشتم با پرژن بلاگ چونه بزنم که به خدا اسم رمز من درسته گفتم ولش بعدا می نويسم.  با دوستان يک مراسم تولد کوچولو راه انداختيم.  خواهر کوچيکم برام شام درست کرده بود.و دوستام در اتاقم رو تزيين کرده بودند وقتی از کلاس اومدم.  و يکی از دوستام يک Bubble wrap کنار در چسبونده بود و بالاش نوشته بود destress!  و من گذاشتم بمونه ولی توی راهرو هر کی رد می شروع می کرد ترکوندن 12.gif! منم ورش داشتم! مهمونی خيلی خوش گذشت.  يه عالمه هم عکس گرفتيم.  رقص و همه چی + خل ملنگ بازی.  البته بماند که قبل از اون دو تا امتحان رو گند زدم! ولی who cares! سر امتحان combinatorics نشسته بودم همين طور دو تا سوال آخر رو نگاه می کردم و می گفتم Are these even doable?? می دونستم يه ربطی به قضيه لانه کبوتر و Catalan Numbers داشتند ولی وحشتناک بود.  بعد هم که رفتم سراغ معلم جبر می گه اگه توی سوالها از يه قضيه استفاده کنيد که هرگز سر کلاس اثبات نشده بايد اثباتش رو هم بنويسين! به من می گه وقت اضافی می دم بنشين اثبات قضيه رو بنويس (يعنی از توی جيبت در آر!). خلاصه کيک تولد رو هم خريده بودم و برام شمع گذاشتن (يکی اضافی to grow an inch و البته يه عالمه هم وشگونم گرفتند باز to grow an inch.) بعد دوستام با viola و clarinet و violin يه کنسرت کوچولو راه انداختن. می گن بايد بهت birthday bump بديم يعنی به اندازه سالهای سنت بندازيمت هوا!!! خلاصه يکی دست يکی پا يکی شونه... من بدبخت هم اون وسط اينقدر خنديدم فکر کنم عضلات شکمم از سنگ هم سفت تر شد.  يکی از دوستام می خواست از اين صحنه فجيع عکس بگيره می گفت من فقط پا و دست می بينم!  خلاصه چون it was my Champagne Birthday دوستام برای من يه شامپاين گرفتن. منم که اينقدر احمقم از مدلی که طناب مفت گيرشون بياد خودشونو دار می زنند نوشيدم.  البته خيلی کم ولی باز.  چون خودم بايد می خريدم چون بقيه همه زير سن قانونی اند.  انگار در شهر ولزلی مشروبات الکلی قدقنه٬ ما يه ۱ ساعت رانندگی کرديم و ۲۰ جا رفتيم تا رسيديم به يه جايی که بشه شامپاين خريد.  و شب بعد از مهمونی (که توش دوستام يه ۳۰۰ تا عکس گرفتند) در اتاق نيکول جمع شديم که يکم بخوريم.  البته من خودم اصلا با اين چيزا موافق نيستم.  و فقط به خاطر اينکه Champagne birthday م بود نوشيدم.  ولی بقيه بطری رو بقيه خالی کردند و می گن ما بايد بازم از اين کارها بکنيم (منم می گم شما هر کاری می خواين بکنين I am out!).  و من هر جرعه که می خوردم می پرسيدم am I tipsy? am I drunk!? (پارسال Thanksgiving همين همينطور بود.  يه sip از واين خوردم (واقعا يک sip چون اصلا مشروب چيز خوشمزه ای نيست به من هم hot flash و سردرد می ده نمی دونم مردم از چيش خوششون مياد) می گم فکر می کنم من مست شدم!  کار درستی نکردم فکر می کنم هيچ به من نساخت و شديدا هم dehydrate شدم و هنوزم يکم احساس منگی و سردرد می کنم.  البته عين سنگ خوابيدم ولی توی خواب بيدار شدم و اصلا احساس می کردم يه جای ديگه ام هنوز انگار توی خواب بودم.  ولی فکر می کنم مشروبه توی سيستمم مونده.  خوب اينم luxury بود و ديگه از اين خبرا نخواهد بود.  صبح ساعت ۹:۱۵ پا شدم (يعنی کلاس اولم رو از دست دادم) عين سنگ خوابيده بودم.  البته منم همچين نوشتم هر کی بخونه فکر می کنه من چقدر مشروب خوردم.  فکر نمی کنم alcohol content اون چيزی که خوردم از دو قاشق robotussin يا Nyquil بيشتر بود but you know I am obsessed!

معلم موسيقيم ازم آهنگ ايرانی خواسته بود منم نوار قرار رو انلاين سفارش دادم يه دو ماه پيش که هرگز به دستم نرسيد. در نتيجه گفتم همين سی دی گوگوش رو ببرم (تنها سی دی ايرانی که در بساط دارم!) آهنگ بگو.  بعد معلممون می گه what is googoosh? اخه روی سی دی به انگليسی نوشته بود 04.gif! خلاصه اونم از اون. 

/ 7 نظر / 12 بازدید
علی

سلام گ گ لطفا عکسها ...

علی

سلام مجدد لطفا ازين پس هم بجای «اونم از اون» بفرمائيد:«اينم از اين» !!!

آسمون

تولدت مبارک:) آره والا منم نميدونم مردم از چی مشروب خششون مياد:) اصلا تلخه! من هنوز ۴ ماه ديگه مونده دالانگ دولونگ راه بندازم:))

koozeh

خيلی خيلي تولدت مبارک :)))))

Kourosh

تولدت مبارککککککککککککک

بی تا

من چطور تولد تو رو يادم رفته؟ من هيچوقت خودمو نميبخشم کلی نقشه برای اين روز داشتم!