اين ديگه آخرشه!

Friday, November 5, 2004

I just had a music theory quiz آخه چطور می شه که ادم يادش می ره که Melodic minor scale بالا و پايين رفتنش با هم فرق دارن! اه! بخشکی شانس!

تا حالا شده از روی بيکاری٬ تنوع٬ دیپرشن و شايد حتی دلسوزی درخواست يکی که واقعا نمی شناسين برای اينکه برين بيرون "to have some tea" رو قبول بکنين و اينقدر طرف عوضی٬ immature و بی تربيت (تربيت نشده بی mannerism) از اب در آد که فکر کنين تا عمر دارين بر خود لعن و نفرين ابدی خواهيد فرستاد؟

من تا حالا با کم ادمی بيرون نرفتم٬ هيچ وقت دلم نمی خواست اينجا در مورد کسی چيزی بنويسم. اصلا در زندگی هم به کسی نمی گم. ولی اين يکی رو بايد بنويسم.  بابا يکی بايد صداش در اد که مردم بدونن اشکال کجاست يا نه!؟؟؟؟؟؟؟

به زور می خواد به شما يه چيزی بده که بخوريد و می بينيد که there is no way out بايد يه چيزی بگيريد می گيد من فقط چايی می خورم و می خوايد پولش رو خودتون بديد از ترس اينکه جلوی همه دنيا يک جنجال به پا کنه جيک نمی زنيد و می گين بيرون اومدن رو که بهم کوفت کرد بذار پول چايی رو هم خودش بده.  ای مردم بدانيد و اگاه باشيد که وقتی می گن Go out and have some tea منظورشون واقعا اين نيست که حتما بايد بريم چايی بخوريم!  و وقتی خداحافظی می کنه ازتون می خواد که براش ايميل بزنيد و بهش feedback بدين (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) و بعد که بهش ايميل نمی زنين با ايميل بمبارانتون می کنه که چرا ايميل هاشو جواب نمی دين. و ساعت ۱۱ شب بهتون زنگ می زنه که چرا ايميلهاشو جواب نمی دين.   ملت وقتی يکی باهاتون می ره چايی بخوره THERE ARE NO STRINGS ATTACHED!  بهش ۸۰۰۰ بار ايميل و زنگ نزنيد شايد اصلا ازتون خوشش نيومده.  رسم اينه که وقتی يکی isn't interested in someone بهش زنگ نمی زنه. به همين راحتی! اينی که طرف رو مجبور کنيد verbally بهتون بگه گورتو گم کن نه برای شما لذتبخش خواهد بود نه برای طرف.  ملت وقتی با يک نفر می رين چايی بخورين ازش نپرسيد که با چند نفر مثل شما بيرون رفته چايی خورده!  و اگه طرف تعجب کرد و گفت که به شما مربوط نيست لطفا بهش نگيد که اشکالی نداره اگه بهتون بگه ناراحت نمی شين (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) (نه حالا می خوای ناراحت هم بشو!) و اگه طرف رفت دستشويی و يکم chopstick بزنه( Note: Plain colorless chopstick)  وقتی برگشت don't point out your new discovery (ie the chopstick on her lips) like a 5 year old, maybe, just maybe she happens to be from FL, and isn't used to the cold dry weather!  خدا می دونه اگه ماتيک رنگ و وارنگ می زدم (که از من هيچ بعيد نيست) طرف چی می گفت!  لطفا يکهو برای ده دقيقه غيب نشيد.  به خدا می خواستم برم و اتوبوس رو بگيرم برگردم ولزلی اصلا بايد همين کار رو می کردم.  و به طرف گير نديد که چرا فکر نمی کنه هيچ وقت برگرده ايران زندگی کنه.  ديدم هر چی می گم طرف گير داده هنوز منم گفتم let me have some fun زدم به صحرای کربلا و خودمو گذاشتم جای خورشيد و گفتم من editor يه مجله ای هستم که در ايران ممنوعه اگه برگردم برام مشکل ايجاد می شه.  خيلی جالب می شه اگه اين رو از يک دوستی در ام ای تی بشنوم و بعد معلوم بشه طرف رفته به همه گفته! و....  (شايان ذکره که اين طرف نه ايرانی بود نه امريکايی ولی فرقی نمی کنه همه بايد اينا رو بدونند)

وقتی برگشتم اتاقم برای اولين بار اينقدر از اينکه ولزلی دخترانه است احساس خوشبختی کردم.  ياد Sex and the City افتادم و کری و دوستاش که گير عجب ادمهای خل ملنگی می افتادند و شديدا در دل خنديدم که اين ادمها فقط توی فيلم نيستند.  البته اين قبل از اين بود که طرف روزی ۶۰ بار برام ايميل بزنه.  دوستی اون روز بهم داشت می گفت "طرف دیپلمشو از هاروارد يا ام ای تی گرفته باشه وقتی زندگی کردن بلد نيست به چه درد می خوره؟" اين جمله رو بايد به طلا نوشت زد به ديوار!

امروز عصر دارم با يه پسر ايرانی از هاروارد می رم بيرون to have some tea and talk about Ecole Polytechnique....

 

/ 1 نظر / 14 بازدید
علی

سلام گ گ بابا من تازه فهميدم چراAdd نمی کنی منو ... می ترسی ببرمت قهوه خونه ...!!!