These "ARE" the words that I would like to be saying to you

Sunday, November 21, 2004
اين آخر هفته هم خيلی بد جور بود.  دوشنبه٬ که من هنوز هر از چندی اشتباهی بهش می گم شنبه 01.gif ٬ که فردا يا امروز (الان ساعت ۱:۱۸ صبحه) من دو تا ميد ترم دارم.  هفته پيش ديگه واقعا من همش از اينور به اونور می دويدم. خلاصه تمام آخر هفته کارمون درس خوندن بود.  آبجی هم قرار بود بياد که من ديگه ليميتم به نقطه سر به ديوار کوبوندن داشت می رسيد.  رفتم با Fred چونه بزنم ببينم می تونم امتحان رو بعد از تعطيلات عيد پاک بدم گفت I don't think that would be fair to the other students گفتم آخه دوشنبه تولدمه! ولی تولد همه بچه ها که نيست!  گفت No I can't! می خواستم بگم But I am the president, how could you say that to me!? آخه از قرار من نخواسته شدم پرزيدنت Love Fred Club و اونروزی داشتيم حرف می زديم دوستان گفتند که تو پرزيدنتی گفتم نه من نيستم هيتومی ه٬ Hitomi گفت نه من vice president م! خلاصه اينطور٬ نه چک زديم نه چونه... خواهر جمعه زنگ زد گفت پروازش کنسل شده نمی تونه بياد!  (از شما چه پنهون خيلی خوشحال شدم!) البته يه مشت لباس گرم و کت و کلاه دستش دارم که شديدا احتياج دارم.  البته اين هفته اونقدر هوا گرم بود انگار نه انگار که هفته پيش شيش اينچ برف اومد.  ديروز نيکول من رو دعوت کرد که باهاش و ex bf ش برم شام!  هر چی گفتم من نمی تونم و می خوام درس بخونم نگذاشت و گفت بايد بيای.  منم چون نمی خواستم تنها برم ربکا رو هم دعوت کردم 04.gif .  نيکول خيلی باحاله روی تخته کنار در اتاقش نوشته بود: out with Ex, Bx & S, call cell! (اسم اين نوشته رو هم از اهنگ CD جديد Southfm که تمام مدت ديروز توی ماشين داشت می زد من حفظ شدم انتخاب کردم) بعد هم رفتيم والمارت من دو تا دنبل برای خودم خريدم که موقع درس خوندن هر وقت استرسم می ره بالا باهاشون ور می رم که انرژی ذخيره شده به طور مثبتی بياد پايين.  رفتيم رستوران.  دختره ليوان آب رو ريخت رومون manager اومد بهمون گفت می تونين دسر مجانی بگيرين.  منم توی اين هير و ويری دارم از آب گل آلود ماهی می گيرم٬ با يارو چونه می زنم که چايی مجانی هم می خوايم بگيريم...!  بعد دوستام می گن you are the best, we love you! می گم I am training for wall street!  ماجرای اينم اينه که مدتی پيش من و دوستان نشسته بوديم به گپ و من گفتم خيلی ironic ه. من اگه جبرم خوب باشه٬ می رم دانشگاه دکترای رياضيات می گيرم٬ سالی ۸۰ هزار دلار در ميارم! اگه جبرم بد باشه٬ می رم Biostatistics می خونم Math for finance می خونم يه کار می گيرم توی wall street سالی ۳۰۰ دلار در ميارم...!  (البته دوستام شديدا عقيده دارند که wall street برای من خطرناک خواهد بود = اونقدر استرسم بالا می ره که اصلا نمی تونم بخوابم.)  يه دختره ای که در دو سال و نيم داره فارغ التحصيل می شه با دیپلم اقتصاد پارسال توی وال ستريت اينترن بود و به من می گفت که کارش خيلی سترسش زياده.  يه independent study می خوام ترم ديگه بگيرم.  اول می خواستم noneuclidean geometry باشه٬ الان تصميم دارم matrix theory بکنمش.  از استرس شديد افتادم به دمبل زدن و بافتنی بافتن و خوردن!  اينی که می گن freshman 15 مال من junior 50 ه! مطمئنم که بالای ۲۰ پوند وزن اضافه کردم از وقتی پا گذاشته ام روی خاک ولزلی که اصلا نمی خوام برم خودمو بکشم ببينم چقدر٬ ولی يه مقدار زيادی از شلوارهام اصلا تنم نمی رن! تازه شلوارهايی که برام گشاد بودن! البته من هميشه وزن و سايزم متغير بود ولی اين ديگه آخرشه!  اونروزی داشتم فکر می کردم و متوجه شدم که بيش از يک ماهه دلم ضعف نرفته! اينقدر می خورم اصلا بدبخت فرصت نکرده!  غذای خوابگاه هم که به لعنت عمر نمی ارزه!

داشتم توی راهرو می رفتم همين يه ساعت پيش که يکهو ربکا از جلوم به طور مرموز و موذيانه ای رد شد٬ می گم چيه؟ چرا منو اينجوری نگاه می کنی؟ يه تکه کاغذ دستش بود. تندی دويد و کاغذ رو به در اتاقم چسبوند.  و داد زد Happy Birthday!  از قرار رفته بود توی تخت که متوجه شد ساعت از نصف شب گذشته و اومد به من تبريک بگه٬ بعد Katherine يه پرنده کاغذی روی درم چسبوند و ما سه نفر عين خل ملنگ ها شروع کرديم اهنگ Happy Birthday رو بلند بلند خوندن و رقصيدن توی راهرو... البته تولدم هنوز برای من فرداست نه امروز با وجود اينکه الان ساعت توی ايران از ده صبح گذشته٬ فردا در موردش می نويسم.

داييم دعوتم کرده عيد پاک برم خونه اش (نيوجرسی) نمی دونم برم يا نه.  حالی نيست فکر کنم تمام تعطيلات خواب باشم.

/ 4 نظر / 12 بازدید
مينا

I say happy birth day to you from Iran . هزار تا مبارك باشه . كاش زودتر فهميده بودم اينجا مراسم برگزار مي كرديم . مي دوني من حواسم به همه دوستان وبلاگيم هست فقط فرصتم خيلي خيلي كم شده . خوش باشي. راستي از اينكه برگشتي دانشگاه خيلي خوشحالم . خوش باشي عزيزم .

علی

سلام گ گ ... گفتم دعای دولت او ورد حافظ است،گفت اين دعا ملائک هفت آسمان کنند / فال تولدتون بود - اميدوارم اين تائيد الهی رو که چپ و راست بهت متذکر می شن از دست ندی و زير سايه مولا تندرست و امن و شاد باشی/جوک : يه ترکه ميره ساندويچ فروشی ، طرف می پرسه:چی می خوری؟ ميگه : گوربونت ، يه بندری بيزار ، صيداشم زياد کون...! تولدت مبارک گ گ !!!

علی

در ضمن ، همنشينی با دائی «گی» بعلت احتمال ايجاد تمايل به خواهران «لز» توصيه نميشود !!!

ME

na in oon daayi nist!