بابا چه خبرتونه؟

Thursday, May 6, 2004

بابا چه خبرتونه؟ پاشنه در رو از جا کندين!

سلام01.gif! خوبين؟ چه خبرا؟ ما مدرسمون تموم شد و من چون نمره کامل داشتم در کلاس جبر خطی بهم گفت مجبور نيستم امتحان پايانی رو بدم. در نتيجه من يکی دو هفته است که بيکار نشسته ام اب خنک می نوشم.  راستی من توی يه کتاب فروشی یه کار موقت گرفتم! الانم دارم سعی می کنم که توی Burdine's-Macy's يه کار بگيرم. ديگه اينکه اين زنيکه Eileen سکرترشو داد به من زنگ بزنه و يه وقت مصاحبه گرفتم برای برگشتن به ولزلی. وقتش همين دوشنبه اينده ساعت يک بعد از ظهره. خبر ديگه اينکه من در صدد خريد يک لپ تاپ مامانی هستم. ديگه اينکه من و خانواده فردا عازم DC هستيم برای عروسی پسر دختر خاله مامانم. خلاصه همين! 

PS. راستی شيرين عبادی يازدهم هاروارده. هر کی ديدش سلام ما رو هم برسونه! خاله ام داره سعی می کنه از عروسی بره اونجا (آخه خاله ام و شيرين دوستان دبستانی بودند) ولی حالا معلوم نيست بتونه.

/ 4 نظر / 9 بازدید
writer from NYC

عروسی دختر عمه خاله دايی مامان عموت مبارک! آخه شيرين عبادی هم ديدن داره آدم بکوبه بره هاروارد؟ DC هم زياد از اينجا دور نيست. تشريف بياريد نيويورک در خدمت باشيم.

سروش

مجبوری بودی جلوی منی که دوشنبه ۳ تا فاينال دارم بگی داری ميری عروسی؟

bita

سلام گيس گلابتون جووونم خوشحالم ميری عروسی ولی من کلی امتحان دارم! تو که اين همه وقت خالی داری يه ذره بيشتر می نوشتی بی تا تو خماری نمونه!

مينا

به به هميشه به عروسی . راستی از طرف من به شيرين عبادی بگو مصاحبشون توی همشهری عالی بود