why bother

Tuesday, November 23, 2004
سلام. باز من برگشتم که يکم مزخرف بگم. همه رفتن و مدرسه لخت شده. منم به احتمال زياد می رم پيش دايی.  اصلا کسايی که فقط با آدمهای عين خودشون معاشرت می کنند رو نمی فهمم... توی يک مجله خوندم که اين از ترس از ناشناخته ها نشئت می گيره. هر از چندی می شينيم و با دوستان دور ميز بافتنی می بافيم و حرف می زنيم و هر کی مشکلی مطرح می کنه و بقيه نظر می دن. دوستان فتوا دادند که اين مردم they have no clue what they are missing out on... و من قبول دارم.  نمی دونم چرا بيشتر ايرانيهايی که من می شناسم فقط توی جمع خودشون می چرخند. نمی دونم چه فرقی می کنه که يکی انگليسی حرف بزنه يا آلمانی يا عبری يا به زبان موسيقی يا رياضی٬ مگه نه اينکه زبان فقط وسيله ای برای انتقال اطلاعاته؟  since when did the medium all of a sudden become so important?  نمی دونم چرا بيشترشون smartness رو چيزی که فقط با نمره فيزيک بشه نشون داد می دونند.  نمی دونم چرا بيشترشون ادعای appreciation برای هنر رو دارند که intellectual به نظر بيان ولی هيچ کدومشون حاضر نيستند هنر رو ياد بگيرند.  حاضر نيستند خودشونو ببينند که توی يک کلاس که خيليهايی که بيسواد تلقی می کنند راحت می تونند ياد بگيرند به سختی جلو برند.  فکر می کنند کسايی که رقاص می شن يا هنرپيشه می شن يا باستان شناسی يا زبان شناسی می خونند smart نيستند چرا فقط به خاطر اينکه از يک نقطه ديگه از مغزشون استفاده می کنند.  تو نمی تونی يه entre chat trois بکنی اونم نمی تونه يه معادله ديفرانسيل درجه دو حل کنه does that ring a bell?!  چطور يکی می تونه برای يک چيزی appreciation واقعی داشته باشه وقتی هيچ وقت سعی در انجامش هم نکرده؟ نه جدی می گم فکرشو بکنين.  من بنشينم اينجا بگم من چقدر عاشق زبان فرانسه ام ولی هيچی ازش بلد نباشم.  حالا دو تا اسم دالی و نيچه و ستانيسلاوسکی و Balanchine  ياد گرفتی (که تازه فکر نمی کنم آخريشو اصلا کسی بشناسه) وقتی خودت از خودت هيچ سبکی نداری هيچ وقت دو خط ننوشتی هيچ وقت يه چيزی از خودت create نکردی هميشه دنباله روی مردم بودی ...  بيشترشون ادعای اينو دارند که مردم رو مساوی می بينند و اينکه مردم بايد اونا رو مساوی ببينند ولی واقعا مردم رو مساوی نمی بينند.  تواناييهای ديگران رو نمی بينند.  مردم رو نسبت به چيزهايی می بينند که خودشون توش قوی هستند... چطور مردم می تونند خودشونو با يک خطی که روی زمين کشيده شده که يک کشور رو از يک کشور ديگه جدا می کنه از ديگران جدا کنند و بگن ما فرق داريم؟؟؟  identity يه چيزی نيست که بدن دست آدم بگن اين مال تو.  identity رو خود آدم درست می کنه...

You think you own whatever land you land on
The earth is just a dead thing you can claim
But I know every rock and tree and creature
Has a life, has a spirit, has a name

You think the only people who are people
Are the people who look and think like you
But if you walk the footsteps of a stranger
You'll learn things you never knew you never knew

Have you ever heard the wolf cry to the blue corn moon
Or asked the grinning bobcat why he grinned
Can you sing with all the voices of the mountain
Can you paint with all the colors of the wind
Can you paint with all the colors of the wind

Come run the hidden pine trails of the forest
Come taste the sun-sweet berries of the earth
Come roll in all the riches all around you
And for once never wonder what they're worth

The rainstorm and the river are my brothers
The heron and the otter are my friends
And we are all connected to each other
In a circle in a hoop that never ends

Have you ever heard the wolf cry to the blue corn moon
Or have the Eagle tell where he's been?
Can you sing with all the voices of the moutnain
Can you paint with all the colors of the wind
Can you paint with all the colors of the wind

How high does a sycamore grow
If you cut it down then you'll never know
And you'll never hear the wolf cry to the blue corn moon
For whether we are white or copper skinned
We need to sing with all the voices of the mountain
We need to paint with all the colors of the wind

You can own the earth and still
All you'll own is earth until
You can paint with all the colors of the wind...


ok, obviously من با ناسيوناليزم مشکل دارم.  بعد می گن فرانسويها ناسيوناليستن!
دوستی که سالها نديده بودم و با هم توی دبستان هم کلاسی بوديم امروز من رو توی ارکات پيدا کرد.  دختره تمام انشاهايی که من توی دبستان نوشته بودم يادشه.  بهم می گه فکر می کنم تو يا داری ادبيات می خونی يا فلسفه يا نقاشی.... اصلا نمی تونم باور کنم کسی به بيش از ده ساله نديدمش و اسم فاميلش اصلا يادم نبود اينقدر من رو يادش باشه.  اينقدر در مورد من و علايقم چيز بدونه. بعد از اين همه سال.  I wonder چطور يکی می تونه چنين impression ی روی يکی ديگه بذاره!؟
راستی همين که فهميدم عکسهای توی ارکات رو چطوری می شه عوض کرد (يه مدتيه می خوام عکسامو عوض کنم نمی ذاره پاک زده به سرش) و عکسها رو از دوستان گرفتم عکسهای تولد رو می ذارم. البته از الان بگم شديدا خل ملنگ بازيه...

/ 6 نظر / 11 بازدید
علی

سلام گ گ ۱- «مزخرف» يعنی « آراسته » خانووم ! ۲- اينقدر به خودت و ما بی تربيتی نکن ! ما شروور خون نيستيم ، تو هم ... شر نمی نويسی! ۳- امروز ظاهرا از دست يه کسی حرص عظيمی خورده بودی ! ۴- زياد من متوجه ربط حرفای اول نوشته ها با مسئله ناسيوناليسم نشدم اما از يه طرف اون چيزايی که راجع به اشکالات آدما نوشته بودی توی خيلی از مليتها پيدا ميشه و از طرفی من فکر می کنم «افراط» همه چيز رو به گه ميکشه و اين افراط هم بيشتر اوقات نتيجه جهله . اينکه يه کسی بگه :« هنر نزد ايرانيان است و بس» (هرکسی که می خواد باشه) نتيجه جهل و فقر فرهنگی اون آدمه (البته نسبت به امروزما) و اين مشخصات همون آدمائيه که توی نوشته ات اينهمه از دستشون ناليده ای.

علی

سلام گ گ ۱- «مزخرف» يعنی « آراسته » خانووم ! ۲- اينقدر به خودت و ما بی تربيتی نکن ! ما شروور خون نيستيم ، تو هم ... شر نمی نويسی! ۳- امروز ظاهرا از دست يه کسی حرص عظيمی خورده بودی ! ۴- زياد من متوجه ربط حرفای اول نوشته ها با مسئله ناسيوناليسم نشدم اما از يه طرف اون چيزايی که راجع به اشکالات آدما نوشته بودی توی خيلی از مليتها پيدا ميشه و از طرفی من فکر می کنم «افراط» همه چيز رو به گه ميکشه و اين افراط هم بيشتر اوقات نتيجه جهله . اينکه يه کسی بگه :« هنر نزد ايرانيان است و بس» (هرکسی که می خواد باشه) نتيجه جهل و فقر فرهنگی اون آدمه (البته نسبت به امروزما) و اين مشخصات همون آدمائيه که توی نوشته ات اينهمه از دستشون ناليده ای.

علی

۵- جدا از مسئله افراط ، من معتقدم وطن ، خاک يا هر اسم ديگه ای که مورد تقديس يه ناسيوناليست قرار می گيره ، بهترين و مناسبترين وسيله اتحاد و زيباترين و شرافتمندانه ترين بهانه تلاش و پيشرفت ميتونه باشه . از طرفی هم خوشبختانه ما توی تاريخمون ده ها برابر روزهای سياه ، نقطه افتخار داريم . اينکه آدم ببينه يه ملتی ۵۰۰۰ سال تاريخ مکتوب سروری در علم و ادبيات و هنر داشته اما حتا ۱ روز هم سابقه استعمار نداره باعث مباهاته . اينکه توی منشور پادشاهی ۳۰۰۰ سال قبلش دعای دوری از دروغ باشه محشره . کارکرد همه اينا هم اينه که اينهمه بلا سر اين مملکت اومده و هنوزم سرپاست . زنده ست . مثل عربستان سعودی نيست که يه عمری تا کمر دولا شده و حالا مثل آب خوردن بفکر تجزيه ش افتاده ان . درسته که ما امروز خيلی مشکل داريم اما يادمون باشه که اين نفت و ثروت زيرپارو عراق هم داره و روزگارش اينه . و اين تفاوت بخاطر فرهنگ ايرانيه . قربونت

بی تا

وای نفر قبلی چيا نوشته!:( من با حرفای تو بيشتر موافقم تا علی آقا! آره ايرانی دل به دريا زدن رو دوست نداره!

سولی

از هيچ فرقه ای خوشم نمياد ...نميدونم علی آقا اين حرفا رو از کجای مطلب شما برداشت کرده ...ولی خب !!!هر کسی يه عقيده ای داره ...عقیدش هم محترم..../راستی وبلاگتون باعث شد يه مقدار از خودم خجالت بکشم ....(( آخه انگليسی خيلی بيل ميرم ))....شاد باشی....سولی.

سروش

Where are you???? you are worrying me