فور اليس

چهارشنبه سوم ژانویه دو هزار و هفت

الیس خیلی خوشگله.  من از الیس خوشم میاد. الیس فوتبالیسته و آخر امسال درسش تموم می شه.  پوستش کمی سبزه است٬ موهای قهوه ای داره و وقتی می خنده روی لپهاش چال می افته.  راستی من هیچ وقت گفتم که درسم رو در ادبیات قرن نوزدهم فرانسه هم تموم کردم؟ و تقریبا یک ماینر در خاور میانه شناسی (نمی دونم studies رو چطوری ترجمه می کنند) دارم.  این آلیس نیست این الیس ه مثل فور الیس آهنگ بتهون که یک دورانی می تونستم روی پیانو بزنم (البته نه باسش رو٬ دست چپم هیچ وقت به سرعت دست راستم نت نمی خوند٬ اصلا اگه نت می خوند) ولی الان مدتهاست که پشت پیانو هم ننشستم چه برسه به دنگ و دونگ!  ماجرا از اونجا شروع شد که من و جنیفر روی کامیونیتی یکم برای هم ناز کردیم... نه شاید هم ماجرا از اونجا شروع شد که الیس از من در مورد کنفرانس هولوکاست در ایران پرسید و از من خواست که براش در مورد ایران و وضع یهودیان در ایران بگم.  فهمیدم که یهودیه و پارسال تابستون (فکر کنم) تل آویو رفته.  بعد من متوجه شدم که هر چی می نویسم رو می خونه و جواب می ده.  خوب چه می شه کرد احساس کردم احساسمون دو طرفه است.  بعد قرار شد که همدیگه رو ببینیم چون تصمیم گرفتیم از نزدیک سوالامونو بپرسیم.

راستی من همین امشب چهار تا فیلم ایرانی دیدم.  شام عروسی٬ زن بدلی٬ بر باد رفته و از صمیم قلب.  از ماهایا پتروسیان یا پطروسیان خوشم میاد.

/ 2 نظر / 7 بازدید
بی تا

من اصلا سر در نياوردم! ديگه ما رو در جريان وقايع قرار نمی دی فقط بعضی از لحظاتت رو می نويسی

هومن (ـغمناک)

منو ياد يکی مياندازه اسم وبلاگت که سالها ژيش مينوشت.ولی فکر کنم فضا شم همين شکلی بود. نميدونم.شايد خودش باشه