بيکاريه و هزار درد و بلا

Saturday, March 19, 2005

ملت بييييييييييييييييييييييييييييکااااااااااااااااااااااااااااااااااااارنننننننننننننننننننند!

راستی خبر رسيد که شجاعی کاوه ازدواج کرد٬ البته فکر کنم اين خبر رو قبلا شنيده بودم. 

ولی برگرديم سر اصلا موضوع٬ امروز يکی به اسم پدرام ميرشاهرضا(!؟؟) من رو به ارکاتش اضافه می کرد.  خوب من هر کسی سرش رو بندازه پايين من رو اضافه کنه اضافه نمی کنم.  براش يک مسج گذاشتم که شما کی هستين؟ من شما رو ديشب ديدم؟ (آخه ديشب ام ای تی يک مهمانی داشت).  بعد می گه من ديشب فلان جا مهمونی بودم.  بعد من گفتم من تا حالا کاليفرنيا نبودم و نمی دونم اين جايی که می گين کجاست!  بعد جواب داد که تو اگه مسنجر داری يک دقيقه بيا ياهو. منم رفتم ياهو می گه من تو رو نمی شناسم ولی شبيه مونيکا بلوچی بودی ( چاخان می گه! البته يکی ديگه هم به من اين رو گفت که عکست شبيه مونيکا بلوچيه!) منم گفتم اون به خاطر عکسه.  بعد از يک کم سوال از اينکه تو کجايی و از اين حرفها پرسيد Are you a student at MIT؟ گفتم مهمه؟  گفت اگه نيست خوب پس بگو. گفتم I could say that.  بعد به زور هی می پرسه تو چی می خونی. منم بالاخره گفتم رياضيات و فرانسه.  بعد هی گفت چقدر عجيب. اين مسئله خيلی عجيبه و هی واسم" 03.gif" می فرستاد.  منم در تمام اين مدت داشتم صندوق ايميلم رو خالی می کردم.  و اصلا حاليم نبود چی می گه.  بعد می گه تو اصلا نمی خوای بدونی که من چيکار می کنم.  گفتم نه.  می گه چند ساله اينجايی؟ می گم يه ۶-۷ سال.  آخر سر بعد از هی علامت تعجب و اينکه چقدر عجيبه و اينا می گه تو خيلی conservative هستی٬ راحت باش (اين اصلا يعنی چی؟ من فکر می کنم تا امروز دختر ايرانی رو نديدم که به راحتی خودم باشه! ولی مردم راحتی رو در چی می بينن؟)  من فکر نمی کنم تو يکی دو ساله اينجايی.  اصلا انگليسی بلد نيستی٬ حتی برای east coast هم طرز حرف زدنت خيلی عجيبه!  (حالا اين حرف رو اگه يک معلم ادبيات انگليسی بوده٬ يا انگليسيش عالی بود يه چيزی٬ اين حرف از دهن کسی در مياد که می گه you don't  conversate good!  برای کسانی که نمی دونن good صفته و اسم رو توصيف می کنه به جاش بايد well استفاده بشه که قيد (؟؟) (adverb) ه و فعل رو توصيف می کنه.)  منم گفتم خوب تو می تونی فکر کنی که من اينجا دو ماه بودم. اين رو من به صورت يک compliment می بينم.  ولی فکر می کنم بعضی مردم اينقدر بيکارند که کاری به جز اينکه برن آنلاين و از مردم ايراد بگيرند ندارن و وقتی می خوان ديگران رو impress کنند ازشون ايراد می گيرن (اين يک حقيقته در مورد بعضی از مردها٬ من از يک روانشناس در مورد اين مسئله پرسيدم و گفت از کمبود self confidence نشئت می گيره).  بعد می گه من الان بايد برم٬ تو شماره تلفنت رو به من بده که بهت زنگ بزنم بقيه اين حرف رو پای تلفن بزنيم.  منم گفتم خوب پس همه اين کارها برای گرفتن شماره تلفن من بود؟  by dictionary definition اين کاری که تو الان کردی abuse به حساب مياد. بعد می گه نه خودت بگو عجيب نيست که تو مثلا داری در ام ای تی فرانسه و رياضيات می خونی.  (ملت چقدر می تونن احمق باشن! من حتی اگه دروغ هم داشتم می گفتم٬ )که من دروغ نگفتم  I am a student at MIT!, he assumed I am a full student at MIT!)  وقتی يکی confront می کرد بهش نمی گفتم آره قبول می کنم حرفی که زدم خيلی چاخان بود!!!!!) بعد می گه تو اصلا boston نيستی چون هيچ کسی توی ام ای تی نمی شناسی توی گروه دوستات در ارکات(!!!!!) و حرفهاش رو در زرورق honey و cutie و emoticon های نامربوط می پيچيد. من گفتم ببين اگه تو انگليسيت خوب بود به من هی نمی گفتی hon و از اين چيزا ديگه اينکه من اصلا نبايد هيچ چيز رو به تو ثابت کنم تو هم تا ابد می تونی هر چی می خوای فکر کنی و اين واقعيت رو تغيير نمی ده.  ولی مثلا تو کی رو ام آی تی می شناسی که من نمی شناسم؟  گفت مثلا تو N. رو نمی شناسي. منم گفتم N?  که فلان چيز رو خوند؟ که برادرش dj rouz ه؟ که ديشب می خواسند برن کنسرت The boys؟  بعد طرف گفت می شناسيش؟  (بايد بهش می گفتم نه اصلا نمی شناسمش!) گفتم خوب فکر کنم u got the idea من ديگه می رم. خداحافظ.

فکر کنم مردم همه رو مثل خودشون بيکار می بينن. مثلا چه دليلی داره من بيام و چاخانی بگم من ۶-۷ ساله امريکام؟ يا بيخود چيزا و کسايی که نمی شناسم به community ها و دوستام اضافه کنم؟ کافر همه را به ريش خود پندارد!   ملت چقدر بييييييييييييييييييييييييککککککککااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررررررررررن؟؟؟؟

/ 1 نظر / 14 بازدید
APGIC

Happy New Year Sweetie