Girls just wanna have fun...

Friday, April 15, 2005

من کمکم دارم عاشق اين مرد می شم.  Grele رو می گم. فکر نمی کنم تا به امروز يک مرد اينقدر من رو خندونده باشه.  خيلی به هم می خوريم.  هر دو تامون سر تا پا DRAMA! (راستی همين الان اومدم گفتم چه تيتری بذارم و اين تيتر رو گذاشتم که اصلا قرار نبود به متن ربط اونجوری داشته باشه ولی يادم اومد که Grele هر از چندی ما رو مجبور می کنه شعر فرانسه گوش کنيم و بگيم خواننده چی می گه.  بعد يک بار اينقدر بچه ها آه و اوه کردند گفت اين شعر Girl's just wanna have fun رو که من اولين بار شنيدم فکر کردم می گه Girl's just want a husband, your understanding of french songs can't be worse than that ok!)

امروز من دير به سر کلاس رسيدم و quiz رو از دست دادم. ديشب با آنيا يکی از دوستای روس که سال آخريه و از تابستون در يونيسف کار می کنه درس خونديم. و بهم هی گفت صبح به من زنگ بزن وگرنه من خوابيدم. خلاصه نشان بدان نشانی که من بودم اون کسی که خواب موندم.  بعد که رفتم سر کلاس آنيا هی واسم بوس می فرستاد و هی دستش رو می زاشت روی قلبش که يعنی Sorry!  آخه يک هفته رفته بود برای يونيسف مصاحبه برای همين ديشب که رفته بوديم rehersal برای برنامه رقص (که فردا شب باشه).  آخه آنيا يکی از MC ها يعنی مجريهای برنامه است (که روسه و البته در برنامه يک آهنگ رو هم می خونه و گيتار می زنه٬ خيلی هم خوب می خونه).  و ما تا ۱۲ شب اينطورها در حال رقص و پايکوبی بوديم بعد من رفتم پشت صحنه ديدم به به بچه های سال آخری واين رو باز کرده و دراند می نوشند (همه شونم international هستند (چون اين برنامه ی Slater International Cultural Show است٬ Slater اسم يک خونه ايه که بچه های اينترنشنال اونجا می رن و يکی از ارگانيزيشن های مدرسه است که آنيا president شه. ولی هر کی می تونه بره و لزومی به اينتر نشنال بودن نيست) متاسفانه ارکات مدتی ديوانه شده وگرنه عکس rehearsal هامونو می ذاشتم. ) بعد آنيا رو کشوندم بردم که ما فردا امتحان فرانسه داريم بايد درس بخونيم.  بعد يکم درس خونديم و من بهش چيزهايی رو که در مدتی که نبود خونده بوديم ياد دادم. و بعد هر دو خوابمون برد.  و برگشتيم که بريم بخوابيم.  آخه رقصی که من می کنم شديدا قر کمر و بدن و غيره داره.  و خلاصه اين جماعت شديدا خوششون اومده و فکر می کنند چقدر سکسيه (عکسها روی ارکات خواهند رفت همينکه ارکات يکم عقلش بياد سر جا).  خلاصه يک rehearsal داشتيم شب سه شنبه که من برای اولين بار رقص رو اجرا کردم و همه شديدا خوششون اومد و از نور پرداز تا مجری برنامه و همه گفتند خيلی عالی بود.  بعد ديشب من که اومدم توی سالن آنيا من رو گير آورده و می گه شنيدم رقص تو خيلی سکسيه بايد من ببينم.  بعد فهميدم که بخش برنامه قبل از رفتن من روی صحنه رو هم عوض کردن (يعنی حرفهايی که مجری ها می زنند).  خلاصه ما اينقدر با اين hip scarf ی که مال رقص عربيه و ازش سکه اويزونه بازی کرديم که نگو.  بعدشم ديروقت هی مسخره بازی در مياورديم که آره بايد Grele رو دعوت کنيم و بياد برنامه رو ببينه.  و آنيا می گفت يکم جلوش قر بده ديگه A رو داده.  بعد گفتم من برای A اصلا از stage حاضرم بيام پايين و جلوش برقصم.  و آنيا می گفت I'll give him a lap dance!   بعد امروز بعد از کلاس به Grele رفتم می گم که من به کلاس دير اومدم.  بعد آنيا از کلاس داشت می اومد بيرون ازش پرسيدم اگه Grele رو دعوت کرده. می گه آره. بعد رو کرد به Grele و می گه بايد بياين ببينين شهرزاد اين کار رو می کنه. بعد شروع کرد عدای رقص عربی در آوردن.  بعد گفت c'est tres tres tres sexy...  بعد Grele يک لبخند خريداری به من و آنيا زد و من هی به آنيا اشاره کردم که نه حرف نزن و شروع کردم حرف رو عوض کردن ولی آنيا ول کن نبود و Grele هم انگار خيلی خوشش اومده بود از اين مسئله (البته تمام اين حرفها به فرانسه بود چون Grele که به قول خودش انگليسی نمی فهمه.) 

بعد از کلاس اسپانيولی من رفتم پيش Grele که يک سوال بپرسم می گه من ۵ دقيقه بيشتر ندارم. بعد گفتم می خواستم قبل از کلاس بيام ولی so much for that.  زحمت بکشم به کلاس به موقع برسم٬ نمی خواد برنامه بذارم بيام قبلش سوال بپرسم!  بعد ازش چند تا سوال پرسيدم و مثل هميشه می گه This is your problem to deal with not mine, با يک لحن بسيار stubborn عين اين بچه های تخس و ادامه می ده I am not responsible for the double life you have! The things you do at night!  من بهش نگاه می کنم و می گم.  Is this related to what Anna was saying today??? و اون می گه Very much so!  خلاصه من کمی خنديدم!  بعد از اينکه سوالمو پرسيدم می گه تو طرز سوال پرسيدنت و حرف زدنت عين کاراکترهای Samuel Beckett می مونه که اول می گن آره اين اينطوريه٬ بعد يکم فکر می کنند و ميگن شايد اين اينطوريه...!!! و بهم گفت کدوم نمايشنامه. بعد من می گم really? و می گه آره. و می گم wrong answer! you have to say, yes, ...mmm, I think,...mmm, maybe... 

راستی يک برنامه در Rice University من رو قبول کردند که سالی ۵ نفر رو قبول می کنند که بريم algebraic geometry بخونيم تابستون. يعنی تحقيق کنيم. حالا من نمی دونم اون قبلی رو برم يا اينو. پولی هم که می دن بهم بيشتره ولی اگه مزايا رو کم کنيم همونقدر می شه.

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
Ayaala

how was the dance, goldy locks?

آسمون

سلام سلام رایس خیلی دانشگاه نقلی و نازیه:) من دو سال هوستون بودم و چند بار اونجا رفتم ولی خب پوست آدم را میکنن:) ولی یک چیزی که هست هوای اونجا تابستون افتضاحه....البته شاید تو عادت داشته باشی ولی من که می مردم. خانم جان تبریک