من معتاد شدم

سه شنبه نهم ژانویه دو هزار و هفت

به چند تا چیز.  به فیلم ایرانی.  می شینم شب تا صبح روزی ۳-۴ تا فیلم ایرانی می بینم. فکر کنم که نه مطمئنم از کسایی که ایران هستند بیشتر فیلم ایرانی دیدم.  یکی از فیلمهای دیگه ای هم که اینقدر خوشم اومد دو بار دیدم فیلم زن بدلی بود که داستان family man بود با یک پیچ ایرانی که من با وجود اینکه از فیلم فمیلی من خیلی بدم  اومد به نظرم این فیلم خیلی از اون بهتر بود.  شاید دلیل اون هم این بود که خیلی عاشقانه بود. البته می دونم خیلیها این فیلم رو می بینند و لابد بهشون بر می خوره و می گن نکته ای که می خواست بگه این بود که خوشبختی زن در بچه داری و شوهر داری و غیره است نه معاون اول شرکت بودن ولی به نظر من این خیلی نگرش سطحیه و نکته ای که می خواست بگه نکته بزرگتر و مهمتری بود.  اینکه فرق نمی کنه آدم کجا باشه و شرایط زندگیش چطوری باشه٬ آدم می تونه با داشتن تمام دانش و توانایی و بورسیه دانشگاه کمبریج و غیره به اجبار زن خانه دار بشه و روزی ۱۰ بار کهنه بچه بشوره ولی از زندگیش حداکثر استفاده رو بکنه و احساس خوشبختی کنه ولی توی یک پنتهاوس زندگی کنه و ماشین بنز سوار بشه و احساس خوشبختی نکنه.  خوشبختی یک طرز فکره که وقتی ورود به زندگی می شه که آدم از شرایطی که درش قرار می گیره حداکثر استفاده رو بکنه و از عشق به زندگی میاد و از اینی که آدم دست رو دست بذاره و بگه حیف نشد نتونستم شانسشو داشتم و نکردم هیچ چیزه درست نمیشه.  به نظرم ماهایا پطروسیان خیلی خوب بازی می کرد یعنی اصلا رل خوبی براش بود.  یکجا خوندم که مسلمون شده این راسته یا شایعست؟  یک چیزی رو نمی فهمم توی این فیلمهای ایرانی چقدر داد و بیداد و سر و صدا و کتک کاری هست.  کمتر نشون می ده زن و شوهری واقعا عاشق همدیگه باشن.  همیشه مرده به همه زنها نظر داره و می ره زن دوم می گیره.  با اینی که زنش کار کنه و پول در بیاره مخالفه و زنه وقتی کار می کنه نه بلده غذا بپزه نه زن خوبیه نه عشق و عاشقی بلده!  خیلی از فیلمها هم اینقدر مسایل توی لفافه است که اصلا آدم نمی فهمه چه خبره.  یادمه فیلم دیوانه ای از فقس پرید رو که دیدم اصلا نفهمیدم چه خبره هنوزم نمی دونم.  الانم داشتم فیلم قارچ سمی رو می دیدم از اونم زیاد سر در نیاوردم.  ببینم کسایی که ایران زندگی می کنند وقتی این فیلمها رو می بینند حالیشون می شه یا اینقدر کات فیلمها بده که سر و ته و وسطش یکیه؟ همه کسایی که از خارج میان چه ایرانیش چه خارجیش اصلا طرز فکرشون خارجی نیست بلکه مسخره و قدیمیه. ایرانی هم اگه باشن نشون می ده که رفتن اونجا و گول خوردن و سرخورده برگشتن و پدر و مادرشون که معمولا میلیونرند و بسیار متمدن همینکه این سرخوردگی رو می بینند فکر می کنند که ناموسشون بر باد رفته و بچه ای که مثلا ۲۰ ساله ندیدند رو از خانواده طرد می کنند و پس می فرستند٬ همه زنها از مردها متنفرند بعدش بعد از سه بار دیدن و مسخره بازی و کتک کاری یکهو عاشق طرف می شن و دیگه نمی تونند بدون اون زندگی کنند.  واقعا طرز فکر مردم اینه یا این فقط مال فیلمهاست؟ چرا چرت و پرت به خورد ملت می دن؟ بابا یک چیزی نشون بدین مردم ببینند خوشحال بشند بخندند چرا فیلم دیپرسینگ نشون ملت می دین؟ ما هم یعنی خودم رو می گم چقدر بدبخت و بیکاریم که دلمون تنگ می شه می شینیم اینا رو نگاه می کنیم.  همه مردها هم همین که یک زن خوشگل می بینند یکهو عقل از سرشون می پره و زنشون اصلا بهشون نمی خوره انگار مجبورشون کرده بودن با هم ازدواج کنند.  یک فیلم دیگه ای هم که خیلی خوشم اومد فیلم جایی برای زندگی بود.  دیگه به یک نوشیدنی که بهش می گن coffee cooler یک معجونیه که قهوه و فندق داره و اینا.   بعدشم که به الیس فکر کنم معتاد شدم.  تا حدی که گفتم برم ال تیبل el table ببینمش بعد دو دقیقه قبل از اینکه اونجا باشم احساس کردم که اگه برم اونجا خوب نیست می فهمه که من ازش خوشم میاد.  خیلی جالبه که من از طرف خوشم میاد ولی می ترسم که بفهمه.  حرف از اعتیاد شد الان این فیلمه قارچ سمی نشون می ده که دارن هرویین می شکن.  خدا آدم رو به چیزی محتاج نکنه!  راستی خودمونیما این هنرپیشه های ایرانی خوشگلندا. 

/ 1 نظر / 17 بازدید
سروش

اینها از عمدا فیلم های دیپرسینگ درست نمیکنن بلکه این موضوع برمیگیرده به فرهنگ ایرانی که همیشه با ناراحتی و مصیبت همراه بوده و هست و فکر کنم مردم در کل اینطوری بیشتر بپسندند تا فیلم کمدی..هرچند که به توی کمدی ساختن بی نظیرند