جواب کوزه

Thursday, April 27, 2005

اينو اومدم واسه کوزه بنويسم بعد ديدم همينجا بنويسم بهتره.  کوزه مدتی پيش يک چيزی در مورد اينکه بچه های ام ای تی از بچه های کرنل يک بعدی تر هستند نوشته بود.  اينم کامنت من بود:

من نمی فهمم. اين چه وضعيه که ملت سالی به دوازده ماه به وبلاگ آدم سر نمی زنند٬ بعد خدا نکنه يک چيزی بنويسی که به تيرچه قبای يکی بر بخوره!  تمام وبلاگستان دست به دست هم می دن که بر عليه آدم کار کنند که تو چه جرات کردی اين حرف رو زدی!  خوبprobably you made a statement based on your observation. 

I have had similar encounters at MIT, and I don't think my opinions are far from reality.  I agree with you 100%.  From experience, MIT students are much more yek bodi, than Wellesley students.  (NOTE: I didn't say they are all nerds, I said on average they are much much more yek bodi than Wellesley Students.)  Especially, the majority of the Iranians I have seen there.  Not only that, but also they laud the yek bodi ness and if they see otherwise, they argue against it!  And whether the people who read this want to accept it or not, MIT people do categorize someone's smartness by his/her major.  While this is absolutely not true at Wellesley.

و يک چيز ديگه که شديدا شايان ذکره اينه که آدمهايی که ام ای تی می رن بيشترشون اصلا يعنی اصلا social skills ندارن.  يعنی اين اصلا يک جوکه در بين ماها توی ولزلی که بنشينيم و از کسايی که می شناسيم که چه کارهای مسخره ای کردند و اينا حرف بزنيم. 

يکی از دوستان ام ای تی از من پرسيد٬ يعنی در حقيقت به من گفت و می خواست که من تصديق کنم که "زنها دلشون می خواد با يک مردی که از خودشون بهتره ازدواج کنند."  من گفتم اولندش که من نمی تونم برای زنها حرف بزنم من فقط می تونم برای خودم حرف بزنم.  بعد اينکه من دلم می خواد با يکی که همپای خودم باشه باشم.  آدم می خواد طرف practical باشه! trophy که نيست که بزاری روی تاقچه!  دوم اينکه اصلا از خودش بهتره يعنی چی؟ من فکر نمی کنم کسی بتونه از من بهتر باشه!  (می دونم الان تمام وبلاگستان بر عليه اين حرف می شورند.  من نمی دونم ما ايرانيها چرا اين اجازه رو بهمون نمی دن که احساس بکنيم خيلی خوبيم خيلی باحاليم خيلی باهوشيم خيلی خوشگليم! جدی می گم! پسرهای امريکايی love to see confidence in a woman ولی اين حرف رو به يک ايرانی بزنی به احتمال زياد همون کاری که اين دوستی که من باهاش حرف زدم کرد رو می کنه بر می گرده و) می گه وااااااااييی... تو چقدر خودتو می خوای..!  من گفتم چرا من نبايد خودم رو بخوام! تازه به نظر من the net talent در مردم يکيه٬ يا حداقل تقريبا يکيه٬ حالا توی يکی همه اش می ره توی درس توی يکی ديگه در همه چيزها پخش می شه.  بعد معلوم شد که منظورش از کلمه بهتر اين بود که زنها دلشون می خواد با يک مردی که degree بيشتر داره باشن!!!!!!!!!!  Alas little did he know که degree سواد نمياره!!  تازه اگر هم مياورد من دلم می خواد با يکی باشم که آدم باشه پی اچ دی از ام ای تی رو می تونه بذاره در کوزه ابشو بخوره.... اين مسئله چيزيه که من در موردش يک ميليارد بار نوشته ام و فکر کنم اگه بخوام به همه نوشته هام لينک بدم اين صفحه پر بشه!  Bottom line: بعضی از آدمهای ام ای تی بهتری رو در degree داشتن بيشتر می بينند.  البته من فکر می کنم اين داستان خيلی چيزهای ديگه هم می گه(در مورد ما ايرانيها به خصوص)٬ ولی اون رو می ذارم به عهده مغز خودتون!

يک داستان ديگه٬ با يک پسر ايرانی که ام ای تی نمی ره ولی شريف رفته نشسته بوديم و طرف با وجود اينکه می دونست من مامانم و بابام دانشگاه پلی تکنيک درس می دادن شروع کرد به اينکه اصلا دانشگاه پلی تکنيک دانشگاه نيست شريف خوبه!  اصلا بقيه دانشگاههای تهران قابل مقايسه با شريف نيستند.  (البته اين بحث اينقدر out of context نبود حرف ecole polytechnique بود که حرف پلی تکنيک شد)  حالا irony اينجاست که بابای من بعد از انقلاب فرهنگی رفت شريف درس داد!  و از قرار معلوم برخلاف تصور من بسيار هم استاد معروفی بود در زمان خودش.  يکی رو توی باستن ديدم که وقتی فاميل من رو فهميد پرسيد که آيا با اون استاد سختگيره شريف فاميلم 04.gif! بعد گفت عجب دنيای کوچيکيه! بابای تو يک کلاسی درس می داد که همه حداقل اين کلاس رو يک بار افتاده بودند!  بعد معلوم شد طرف خودش اصلا يک چيز ديگه می خونه و اسم بابای من رو از طريق دوستاش شنيده!  اين داستان هم has more in it than meet the eye!

يک چيز ديگه! بابا اين وسط اصلا حرفی از غير تکنيکاليتی نشد!  پس کسايی که می خوان هنر و فلسفه بخونن چی؟ پس کسايی که مثل معلم فرانسه من يک Law degree می گيرند از ان وای يو و تازه bar exam رو هم رد می کنند٬ بعد می فهمند که law school رو دوست داشتند نه law practice رو چی؟  پس اونايی که توی اکسفورد و کمبريج می رن روی زبان پهلوی paper می نويسند اونا دنبال علم و دانش نيستند!!!!...

و البته يک چيز ديگه هم که حتما بايد بگم وگرنه کم لطفيه اينه که خيلی از اين بچه ها چون در رقابت با بقيه قرار می گيرند واقعا چاره ای بجز اينکه صبح تا شب فقط يک کار کنند ندارند.  من توی ام ای تی داشتم به يکی می گفتم که من يک کلاس painting دارم می گيرم که فلان است و بهمان ازم پرسيد که چی می خونم و چرا دارم اين کلاس رو می گيرم!  اصلا اين concept برای اينها جا نيفتاده که آدم می تونه يک کلاس هنر بگيره که هفته ای ۱۰ ساعت سر کلاس باشه و ۱۰ ساعت خارج از کلاس واسش صرف کنه! توی ام ای تی دانشجو ها بايد يک سری بسيار محدودی کلاس غير علمی بگيرند.  کلاساشم شنيده ام که از نظر مقدار چيزهايی که درس داده می شه اصلا با ولزلی قابل مقايسه نيست!

به هر حال مهم در زندگی اينه که آدم با خودش Happy باشه حالا چه يک بعدی چه ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بعدی!!

/ 31 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mohammad

Well, I have to admit I’m having too much fun here, but at any rate: نکته آموزشی آخر از گیس گلابتون و دوستان یا argumentum ad hominem فشرده در یک جلسه و روش استدلال منطقی ( به جز خورشید که مقداری حرف حق زد.( 1 – نقل از گیس گ GG: You just proved the point I spent half an hour trying to blah blah… Answer: Oh yeah, I’m so happy, and by saying this, you proved that you’re so dumb. (apparently, there’s no need to have any facts, you can just state your theories and they’re *magically* proven. Oh you’re studying Pahlavi, what a passionate soul, I forgot) 2 – نقل از Raha Oh my God Mr. … I feel sooooooooooooooooooooo sorry for you, I really mean it. Your comments just proved gissgolaabetoon’s truth (if you are a MIT student) …. you showed a very miserable characteristic of yourself. Answer: Refer to number 1 above, find the similarities (do they copy from each other?) . Because I don’t know Raha that much so I won’t make any strong deductions like the GG case (you did not completely prove that y

ME

با وجود اينکه اين آقای محمد اينجا طوری حرف زده که انگار من رو می شناسه٬ من هر گونه آشنایی رو با ايشون انکار می کنم. من (از بین ۲۰ تا ایرانی که توی بوستون می شناسم) دو نفر رو می شناسم که توی اسمشون محمد داره که خیلی بچه های خوبی هستند و اينجور وصله ها بهشون نمی چسبه. نمی دونم با اين کار قصد در بدنام کردن کی رو دارند. این حرفهایی هم که در مورد من زدند (فرانسه حرف زدن باهاشون و شناخته شده بودن و نیت داشتن توی بوستون و آسایشگاه و از usnews حرف زدن و خواستن رفتن به ام ای تی و دنبال ازدواج بودن و غیره) برای من هم تازگی داشت و اونقدر به دور از حقیقت بود که به شک افتادم که شاید کس دیگه ای رو به جای من اشتباه گرفته باشن. این شخص هیچی در مورد من به جز اون چیزی که توی این وبلاگ گفته شده نمی دونه (که به طور وضوح خیلی هم چیز در مورد من نمی دونه وگرنه می دونست که من بهترین دانشگاهی که قبول شدم ولزلی نبود ولی من می خواستم که یک کالج دخترانه برم)٬ پس خودتون این وبلاگ رو بخونین و قضاوت کنین.

ME

ادامه: با یک دوستی در این مورد حرف زدم و گفت که تعجب نکن از اینکه ایرانیها چقدر در موردت کند و کاو می کنند٬ در عجیبی کارهایی که ایرانیها می کنند همین بس که اسم کلیسایی که advisor من می ره رو هم تحقیق کردن و می دونن و بدتر از اون میان باهام در موردش حرف می زنن! خوب این هم یک مدلشه! ضمنا ای پی کسی اگه از ام ای تی باشه ( اگه...!) نشان دهنده اينکه اون شخص ام ای تی می ره يا نه نيست. توی کتابخونه ام ای تی٬ هر کسی که وارد می شه٬ می تونه بره و از اينترنت استفاده کنه. ضمنا علت اينکه ولزلی رو با ام ای تی مقايسه نمی کنند اينه که در آمريکا اصولا سيب رو با سيب مقايسه می کنند نه با پرتقال. ولزلی is a liberal arts college که دکترا هم نمی ده. و usnews دانشگاهها رو نسبت به بالاترین degree که اون دانشگاه می ده و تعداد degree های داده شده rank می کنه. تازه ولزلی همش سالی ۲۵۰۰ تا شاگرد داره. فکر می کنم همه تون می دونید کیا از ولزلی فارغ التحصیل شدن.

ME

در عوض معلمهای ما همه شون پروفسور PhD دار هستند حتی برای کلاسهای سطح پایین و هميشه سر کلاس ميان و هر وقت می تونی بری توی افیسشون و باهاشون راجع به هر چیزی حرف بزنی. اگه نصف شب براشون ايميل بزنی همون موقع جوابت رو می دن٬ ما به اسم کوچیک صداشون می کنیم و خونه شون دعوتت می کنند. نه مثل کلاسی که من توی ام ای تی گرفتم که ما ۵ تا substitute teacher مختلف برامون اومد (که به نظر من از معلمه بهتر درس می دادند) و تازه معلمه خودش was a post doc و کوچکترین اهمیتی براش نداشت که کی چی رو یاد گرفت و کی نگرفت! در اين مورد آسمون يک بار گفته بود آدم پولش رو بده بره دانشگاه ايالتی پر بيراه نگفته بود. تازه با وجود تمام اینها من اصلا حرف اینکه ام ای تی مدرسه خوبی نیست یا یک بعدی بودن بده رو نزدم٬ یعنی اصلا موضوع بحث چیز دیگری بود!

ME

به علی: خواهش می کنم دعواتونو ببرين يک جای ديگه٬شما که ایمیل هم رو دارین.

ME

در مورد sex on campus هم باید بگم که sex is a two way street و is a consensual act وگرنه sex نیست. و من نمی فهمم این رو چطوری برضد دانشجوهای ولزلی یا هر کالج دیگری گرفته! There is nothing wrong with wanting to have sex! و تا بوده زنهای موفقی بودند که مردها سعی کردند با بدنامی و وصله و غیره جلوی پاشون سنگ بندازن. ضمنا در مورد بعدهای کوفی عنان از من نپرسيد که (باهاش مشکل شخصی دارم و عادل نخواهم بود): من نمی دونم وقتی در بوسنی داشتن زنها رو دسته دسته تجاوز می کردند اين مرد توی کدوم بعدش گير کرده بود که نشست تا کلينتون بياد يک کاری بکنه! من به ياد نمی آرم هرگز در مورد ازدواج یا اينکه شخص مورد علاقه من يک مرد خواهد بود حرفی زده باشم! حقیقت رو بگم من اصلا نزدیک بحث ازدواج هم نمی رم دلایلش هم شخصیه.

ME

به محمد: حرف من رو اينطوری ثابت کردی با طرز حرف زدنت هم با من هم با علی و هم با رها که نشون دادی که تنها چيزی که برات مهمه تحصيلات و مدرسه ايه که يکی می ره (من که فکر نمی کنم تو ام ای تی می ری). از طرز نوشتنت فکر می کنم که تو يک grad student باشی که سه چهار ساله از ايران اومدی. احتمالا هيچ وقت طرز درست ارائه يک argument و نوشتن یک انشای درست رو ياد نگرفتی و می خوای کارت رو با بد و بیراه گفتن به مردم و داد و بيداد پيش ببری. خوشبختانه همه می دونند که با حلوا حلوا کردن دهن شيرين نميشه اینهمه هم به ما فحش دادی یک پاپاسی هم در کسی اثر نذاشت به جز خودت که هی برمی گردی خودت رو بیشتر توجیح کنی. و اینقدر در درس و کتاب گم شدی که اصلا نمی دونی liberal arts education چی هست و مردم نباید فقط چیزی رو دنبال کنند که خیلی توش خوبند و هزار تا مدال و جایزه گرفتند بلکه لازمه انجام یک کار فقط علاقه به اون کاره. من هم هرگز نگفتم زبان پهلوی می خونم٬ اين هم اولين حرفی نيست که توی دهن من می ذاری.

ME

ادامه: از چند نظر خيلی خوشحال شدم. اول اينکه می بينم چقدر می تونم در زندگی يک نفر تاثير بذارم که ساعتها بعد از نصف شب با وجود اینکه هیچ کس تحویلش نمی گیره در حالی که واضحه خیلی حرسش گرفته به اسم اینکه داره بهم خوش می گذره ولکن سر زدن به وبلاگم نیست. دوم اينکه من همیشه فکر می کردم که خیلی وقت صرف عطينا می کنم. ولی از وقتی تو رو دیدم شدیدا به خودم ایمان آوردم. چون می بینم که حداقل من از لحظه لحظه کارهايی که می کنم لذت می برم. تو چی که عمر گرانمايه رو اینطوری صرف می کنی. ضمنا تو که اینقدر از من بدت میاد من به یاد نمیارم برای تو کارت پستال فرستاده باشم که از اینورا بیای! نکته ای که من در مورد perfection گفته بودم رو هم کاملا از دست دادی!

ME

ادامه: ضمنا اين دو تا لينک رو bookmark کن و هر بار به اينجا ميای يکی دو بار بخون وگرنه يک اشتباه رو بيش از يک بار تکرار کردن برای يک دانشجوی ام ای تی اصلا نشانه خوبی نيست و همونطور که خودت حتما تجربه کردی نتایج مطلوبی نداره: http://www.usnews.com/usnews/edu/college/rankings/brief/libartco/tier1/t1libartco_brief.php http://www.fallacyfiles.org/adhomine.html آخرين حرفم رو هم به زبونی می گم که مطمئن می شم می فهمی٬ سر کلاس من جای وقت کشی با سوالهای خارج برنامه نیست٬ کار «مهم» داری بيا office hours.

Mohammad

1- in an article last year Boston Globe argued that MIT and Harvard can't be compared because they're like apple and oranges. Now comparing MIT and Wellesley is more like comparing the "fresh fruit market" with one onion, I totally agree with you that they're in two different categoires and should never be compared. 2- I knew your reputation for saying "I want to have sex" to every guy you've ever met. Consider asking Mexican dudes, you may succeed at last, don't ever give up! 3- Once again, I see you starting saying crap about MIT professors and classes, as usual, you draw your conclusions based on *one* very *questionable* personal encounter of yours. check the stats first (usnews - student to faculty ratios) first , then try to learn the difference between lectures, recitations and tutorials and then start posting opinionated bullshit. if they're so terrible, why you always brag about taking classes at MIT, last I checkced, nobody was in line to take a class at Wellesley. You also mention MIT in