پاک زده به سرم

Sunday, August 31, 2003

من احساس و علايق کی رو به بازی گرفتم02.gif!  

ديگه اينکه بازم سلام٬ راستی من فکر کردم برای کاميونيتی کالج هم بايد اس ای تی بدی! ديگه اينکه امروز کله سحر يعنی ساعت ۱۲ ظهر پاشدم 04.gif! بعد رفتم ناهار اونجا با يه دختره ای اشنا شدم٬ چون سابرين توی اتاقش نبود از دختره خواستم با هم بريم باستن اونم گفت باشه٬ توی اتوبوس سابرين رو ديدم11.gif. می گه ساعت ده صبح در اتاقمو زده من نبودم08.gif!  خلاصه رفتيم هاروارد سکوئر رو توی روز ديديم٬ چه قشنگه٬ ياد ايران افتادم يکم دلم واز شد!  خلاصه يه کم چيز خريديم (يعنی اونا خريدن من که پولم کجا بود٬ امروز می خواستم برم کتابامو بخرم رفتم کتابفروشی ديدم دونه ای استفاده شده ۱۰۰ دلار به بالاست٬ روی هم يه ۵۰۰ دلاری می شدن!) بعدشم يه کم توی خود هاروارد پلکيديم و برگشتيم چون اونا می خواستن برگردن٬ شيطون می گه يه روز خودم عين بچه آدم پاشم برم باستن رو بگردم همه اينا رم ايگنور کنم!  ديگه اينکه خيلی جالبه٬ من می ترسيدم توی دو سال و نيم نتونم فارغ التحصيل شم بهشون می گم بياين فارسی رو به عنوان زبان خارجه ام بگيرين.  می گن ما نمی دونيم تو فارسی بلدی٬ بايد بری يه نفری رو توی همين منطقه پيدا کنی٬ که استاد زبان يا زبانشناسی و اين حرفا باشه (يعنی مثلا استاد فيزيک نمی تونه باشه) و بتونه با تو حرف بزنه و امتحانت کنه و به ما به طور کتبی بگه که تو در اين زبان fluency داری.  می گم خوب پس ايران من مدرسه رفتنم الکی بود؟؟ می گن خوب تو اينجا دبيرستان رو تموم کردی و برای ما فقط دبيرستان مهمه! خيلی جالبه! نکنه من فارسی بلد نيستم و فکر می کنم بلدم11.gif!!!!!!16.gif به اين می گن خلملنگ شدن! شما چی فکر می کنين؟

/ 6 نظر / 4 بازدید
sina

خوب شايد واقعاْ بلد نيستی!!!!!! مرسی که بهم سر زدی...

sina

اينم آدرس جديدم!!!!

آسوده

سلام:)جدی متنم غمگين بود؟؟؟نه بابا ديگه نامردی نکنيد جدی بود اما غمگين نبود:)ممنون که اومديد پيشم:)

سجاد

سلام شهرزاد جان ببين من به نگار گفتم که یه نفر تعيف نگار خيلی کرده همين کارم کردين ديگه همون که کامنت گذاشتين حالا از من پرسيده که کی بوده تعريفم کرده چی بگم بهش؟

HaDi

سلام من بچه مثبت را به جاب خلملنگ پيشتهاد ميکنم! راستی عوض ما هم در آمريکا بگرد که فعلا ما را راه نميدهند!