امان از دست خودم

Wednesday, April 6, 2005

اين پرژن بلاگ هم نوبريه در نوع خود! 

امروز خيلی خوش گذشت و من اومدم اينجا بنويسم٬ اينقدر بازی در مياره....!!!!20.gif  اول اينکه من دارم يک کلاس اسپانيولی رو audit می کنم (نيست خيلی بيکارم!) و روز اولی که رفتم سر کلاس٬ بعد از حدود سه سال بود که شروع کردم اسپانيولی حرف زدن.  بعد سعی کردم حرف بزنم و هی فرانسه می گفتم 04.gif و آخرش معلمه گفت You may not be able to say it in Spanish but you seem to be fluent in French...! 04.gif  خلاصه يکم آبروم اونجا رفت.  آخه اومدم از فرانسه به اسپانيولی ترجمه کنم يکی دو تا کلمه و حرف اضافه رو هم از خودم ساختم 04.gif مثل cete (معادل cette).  به هر حال بسيار جالب بود.  و مسئله جالبتر اينکه معلمه really got on my case.  يعنی من فکر کردم جوک می گه تو فرانسه خوب حرف می زنی ولی نه انگار جدی جدی بود! بعد از کلاس اومده می گه تو چقدر فرانسه ات خوبه خوش به حالت....(!!؟؟)  خلاصه جالب بود.  ولی حالا از اينها گذشته معلم اسپانيوليه خيلی کيوته 17.gif09.gif08.gif!  Ok, I have a thing for latinos!  به مقاديری شبيه ريکی در جوانی.  نمی دونم اين چه وضعيه که يک کلاس من رو Jude Law بايد درس بده اونيکی رو ريکی!!!!!!  حرف از جود شد. بايد فردا صبح برم پيشش و بگم که به honor code رای ندادم هيچ جلوی کسانی که اونجا بودند يک سخنرانی کردم در مورد honor code 04.gif.  حالا می فهمم چرا اين حرف رو به من زد.  Honor code قبلی يک صفحه بود اينقدر ريزه کاری و کلمات قلنبه سلنبه داشت انگار به دست founding fathers در سال ۱۶۶۷ نوشته شده بود!  اين جديده دو خطه! اينقدر مختصر و مفيد ولی گنگ و نامعلومه که آدم نمی دونه قبول کنه دقيقا به چی رای داده!

به هر حال بعد اومدم شام بخورم ديدم theme night ه.  يعنی هر از چندی غذاخوری يک آشپز مخصوص ميارن يک غذای مخصوص درست می کنه (البته غذاهای غذاخوری هميشه به صورت self-service ه.) مثلا يک بار غذای ايتاليايی يک بار يونانی.... و همينطور.  اينبار غذای مکزيکی بود.  بعد همه جا رو هم تزيين کرده بودند با cowboy hats و دستمال گردن و ....  روی ميزها هم برای بچه ها کاکتوس گذاشته بودند. دو تا کاکتوس بادی هم گذاشته بودند برای دکور که از قد آدم بلندتر بودند.  من هی با يکيشون ور رفتم آخرسر به يکی از بچه ها گفتم من اينو می خوام05.gif!  I am gonna take this! خلاصه بچه ها زدند زير خنده که تو اينو چطور می خوای ببری. من گفتم خوب يک کت تنش می کنم کلاه کابويی هم سرش می کنم می برمش بيرون. يکی از دوستام گفت من بيست دلار بهت می دم تو اينو از اينجا ببری بيرون.  حالا سر ميزی که نشسته بوديم يکی از دوستان که در gen judic. هست که مخفف اسم نماينده های بخش قضايی مدرسه هست هم نشسته بود.  يعنی اينا کسايی که خلاف honor code عمل کنند رو می برن روی trial و خوب دزدی از غذاخوری هم يک مدل از اين کارهاست. ولی من جدی جدی می خواستم کاکتوسه رو بدزدم04.gif.  آخه خيلی خوشگل بود. شبيه اونايی که توی نقاشيهای Dr. Seuss در کتاب You never know how lucky u are هستند بود.  بعد بچه ها می گفتند آخه تو اتاقت جا نداره داره از لباس می ترکه! خلاصه آخر سر مسئولين غذاخوری نذاشتند.  البته من دنبال خودم راه ننداختمش. ولی گفتند نمی شه.  منم افتادم به جر و بحث که چرا نميشه!!!؟ من اين کاکتوسو می خوام (می گن ما اگه اين persistence رو در هر کاری داشتيم دنيا رو فتح کرده بوديم).  زنه می گه خوب يکی از اين کوچولوهايی که روی ميزه ببر. می گم نه من اين بزرگ باديه رو می خوام!!02.gif خلاصه از رو نميرفتم 04.gif  آخر سر گفت که اينا رو اگه يک غذاخوری ديگه Texan food داشته باشه می فرستند اونجا و نمی تونه بذاره من ببرمش. 17.gif من کاکتوس می خوام!!!!

ماجرای انتخابات student government و class council هم اين بود که من فقط رفتم رای دادم چون قرعه کشی می کردند و يک iPod جايزه می دادند!

بعدشم اينه که بايد برای انتخابات سال ديگه کلاب ايرانيها خودمونو کانديد کنيم. من موندم که پرزيدنت بشم يا وايس پرزيدنت!

/ 0 نظر / 13 بازدید