اه ای دفتر من برگهای تو کم است

Sunday, April 17, 2005

هميشه بعد از تموم شدن يک performance که مدتها روش وقت گذاشتم و با دوستان fun داشتم دلم می گيره.  عين موقعی که آدم يک بازی کامپيوتری رو بعد از سالها تا آخرش می ره٬ يا از يک مدرسه فارغ التحصيل می شه٬ يا يک کتاب خيلی خوب رو تموم می کنه يا....  خلاصه دوستان سال آخری مثل آنيا و زن دارن می رن نيويورک سال ديگه.  يکيشون توی يونيسف کار می کنه اونيکی توی يک بانک فرانسوی.  دلم تنگ می شه...tears..!  البته اين هم بهانه ای برای اين می شه که من برم نيويورک!  به عبارت ديگه خودم رو دعوت کنم نيويورک!  ديشب هم خيلی خوش گذشت.  بعد از برنامه يک پارتی بود توی slater house که من رفتم ولی بعد از خستگی زياد برگشتم اتاقم و البته تا صبح روی اينترنت بودم و پای تلفن. 

رقص عالی پيش رفت.  يکی از پسرهای ايرانی ام ای تی هم اومده بود ببينه و يک کامنتی روی آهنگهايی که انتخاب کرده بودم داد.  البته لباسم کاملا سر هم بندی و من در آوردی بود چون ما هر کاری کرديم نتونستيم لباس ايرانی گير بياريم.  ولی جالب بود چون هنوز هم که توی مدرسه می رم خيليها من رو وای می استونند و می گن تو اونی بودی که می رقصيدی؟  خيلی قشنگ بود!  رقص دو قسمت بود. يک قسمت classical و يکی مدرن.  بين اين دو قسمت من بايد دامنم رو از پام در مياوردم.  شديدا تمرين کرده بودم که وقتی دامن رو می کشم پايين hip scarf م در نياد.  ولی آخر سر سر صحنه در اومد.  هميشه همينطوريه!  به هر حال.  بعد يکی از تو جمعيت گفت take it all off!  بعد موقع intermission يک دختری که اهل زيمبابوه بود من رو پيدا کرد و گفت تو بايد اون حرکات رو به من هم ياد بدی.  با خودم می گم اين دختره چه جرعتی داره رفته سر صحنه اين کارها رو می کنه!  حالا ويديو شو بهمون خواهند داد.  راستی يکی لطفا برای بنده اون نوار رقصی که ما پارسال کرديم جلوی جمعيت دو سه هزار نفری در phillips center رو لطفا ظبت کنه من نگه دارم. 

هنوز هم مغشوشم که چيکار می خوام بکنم اين تابستون. برم rice يا فلوريدا.  ديگران من رو متقاعد کرده اند که فلوريدا بهتره.  دليل اينکه  فلوريدا رو انتخاب خواهم کرد٬ اگه انتخابش کردم٫ اين خواهد بود که مزايای بيشتری داره.  اولن اينکه پول غذا و همه چيز رو می دن.  در رايس خودم بايد دست به پخت و پز بزنم که اصلا کار من نيست.  و دليلی که موجب می شد رايس رو انتخاب کنم اين بود که خيلی selective تره (همش ۵ نفر در سال) و در يک جای جديده٬ نه توی فلوريدا.

به هر حال... متوجه شدم که تمام کلاسهايی که می خواستم سال ديگه بگيرم با هم collide می کنند. اينقدر عصبانی شدم که گفتم اصلا I'll take beginner russian!!! بعد رفتم ديدم Beginner Russian هم باهاشون overlap می کنه....17.gif

PS.  راستی Grele نيومده بود!  He is a dead man!

/ 2 نظر / 11 بازدید
The real G.G.

عزيزم٬ دلبندم٬ جرات (با همزه روی الف) و ضبط درسته. گوری گاگارين تو

APGIC

wow, we have the same problems! indecision as to where to go summer and overlap in classes! drives ya crazy doesn't it