گفته بودم بر می گردم٬ ديدين برگشتم

Thursday, July 17, 2003

سلام! بالاخره اومدم.

ديروز خواهرم به زور بردتم Borders مثلا درس بخونه٬ منو گرفته به کار٬ يه روزنامهء عربی گرفته و از روش می خونه و من بايد گوش بدم17.gif!!! حالا يه کلاس عربی گرفته ها٬ فکر می کنه چقدر بلده!

چند روز پيش توی مال(mall) يکی به زور می خواست بهم تلفن موبيل بفروشه.  خلاصه بعد از سه ساعت اصرار که دارم از اين شهر می رم و نمی خوام و غيره از طرف من٬ و پايين آوردن قيمت از طرف يارو٬ قبول کردم. يه کرديتمو چک می کنه و می گه٬ نميشه چون هيچی کرديت نداری. بايد بری يه کرديت کارت بگيری و کرديت جمع کنی تا اين deal رو بهت بديم.  ميام خونه می بينم درخواست کرديت کارتمم برگشت خورده! دليلشونم اين بوده که هيچ کرديت ندارم! مسخره! يه اصطلاح انگليسی هست که به این جور موارد اطلاق می شه بهش می گن Catch 22 ٬ که اسمشو از کتاب جوزف هلر گرفته. اين عين يه حلقه می مونه که به هيچ وجه نمی شه واردش شد!

کريسمس يکی از دوستهامون داره می ره ايران با دوست دخترش ازدواج کنه٬ من هم خودمو دعوت کردم04.gif!  گفت داره می ره ايران٬ اونقدر سوال پيچش کردم که گفت برای چی. بعدش گفتم منم دعوتم ديگه05.gif! اون بدبخت هم گفت آره بيا! خوش ميگذره بعدشم می ريم اسکی! (حالا من تو عمرم اسکی نرفته ام مگه رو آبش. اونم فقط واسه ژست و ادا بود که يه بيکينی بپوشيم و بريم آب بازی. اصلا يه ۵-۶ سالی هست برف نديدم٬ آخه فلوريدا که برف نمياد!)  من هم خوشحال که بعد از نود بوقی يه عروسی دعوت شدم حتی لباسمم انتخاب کردم. زنگ می زنم مامانم٬ می گه ايران بی ايران! مگه پول علف خرسه02.gif!  خلاصه خورد تو ذوقم!  دو سال پيش٬ وقتی دبيرستان رو تموم کردم به زور منو ورداشتن بردن ايران! من اصلا نمی خواستم برم!  تازه اول گفتند می ريم با تور تمام ايران رو می بينيم٬ بعد همين که پامون به ايران رسيد می گن پول نداريم!  هيچ بهم خوش نگذشت٬ ما که ايران فاميل نداريم٬ هر چی دوست و آشنا هم داشتيم يه بچهء کنکوری داشت و هيچکيو خونش راه نمی داد.  خلاصه هيچ غلطی نکرديم.  نمی دونم همهء پدر مادرها انقدر خسيس اند٬ يا از شانس گند خسيساش گير من افتادن!!!  حالا خوبه فقط خرج خونه و غذامو می دن٬ اگه می خواستن تمام خرجای ديگمو بدن.... خدا می دونه...

راستی٬ به وبلاگ آيالا حتما سر بزنيد.  خيلی بچهء باحاليه.  اينجا که کامنت نمی ذارين٬ حداقل اونجا بذارين.

/ 6 نظر / 5 بازدید
رامین پیوس (گل و تگرگ)

ببينم تو هم که انگار همين نزديکی ها هستی!!‌ راستی لوگو هم فکر کنم بتونم کمکت کنم!! ای دی ياهوت را بده!!‌ بعدش کجای اين دنيا هستی؟؟

داش رضا

سلام من متوجه منظور شما نشدم در مورد کدام عکس ها بايد توضيح می دادم هر عکس نشانه يک چيز است باشد چشم اين بار توضيح می دهم موفق باشی

داش رضا

دوباره سلام در مورد يک عکس گفتی اين جا کجاست تورنتو کانادا

!ye ensan

سلام...شما اونور آبی؟...خواستين به وبلاگ منم سر بزنين خوشحال می شم...

Shima

سلام دوست جون. بابا پاشو بيا مريلند تا دلت ميخواد ماشالله برف. امسال که واسه خاطر برف ۱ هفته دانشگاه ها رو بستن چه برسه به مدرسه ها :) بعد هم که دعا ميکنم تابستون ديگه هر دو با هم بريم ايران. آقا جون ايرون که هيچ بذار تهرونو بگرديم بعد فکر ايرونش هم ميکنيم. منی که ۱۷ سال ايران بودم و بچه ناف تهروون هيچ جاشو نديدم. حالا غصه نخور ايشالله عروسی خودت همه ميريم ايران :) راستی بايت کمک هم هستما ولی بايد ديد کی هستی :) فعلا بای بای.

ME

Shima, kaash mishod taabestoon beram iran, fekr nakonam beshe, fekr konam mikonam ye internship i chizi begiram, hala nemidoonam. To khodet saale chandomi? chi mikhooni? Akhe man ke iran faamil nadaaram aroosim beram iran begam chi? hameye familo bekeshoonam biaan oonjaa! hahaha! shayad hala maahe asal:> mersi az babate komak man mamolan bad az zohr hodoode 3-4 online am va shab:) mamoolan bad az 9!bye