گيس گلابتون
دوشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳۸۳
افتضاح شدم تموم شد رفت!

Monday, June 7, 2004

 

افتضاح رو در نظرتون مجسم کنيد. ليميت نمره امتحانی من وقتی اعصابم به (نخوابيدن و بدخلقی و کله مو از بی سوادی به ديوار کوبيدن و از اين مسائل) متمايل می شه٬ به افتض می رسه!  يه بابايی اينجا نظر داده بود که در مورد درس اينقدر ننويس٬ بابا يکی بياد کمکم کنه! من احمق يه اخر هفته داشتم درس بخونم همه شو يللی تللی کردم تا ديشب بعد کتابو واز کردم ديدم يه Laurent series هم نمی تونم بنويسم! بگم سه ساعت روی يه مسئله مضحک ابکی که خواسته بود يکی از اين سری ها رو بنويسيم وقت صرف کردم دروغ نيست.  هی با خودم گفتم اخلاق رياضی دانی داشته باش و زود مايوس نشو مردم روی يه مسئله ۲۰ سال وقت صرف می کنن٬ اقا سه ساعت وقت صرف کردم٬ از هر ترفندی که از مهدکودک تا دانشگاه ياد گرفته بودم استفاده کردم و حل نشد! به خدا گريه ام نزديک بود بگيره!  خلاصه امتحان امروز رو اگه ۱۰ گرفتم از ۸۰ خيلی لطف کرده بهم. منم که می شناسين امروز جدی می خواستم برم بهش بگم من اينقدر استرس دارم می ترسم سر امتحان از استرس زياد بالا بيارم! حالا خوبه اين کلاس رو من دارم واسه fun می گيرم و اينقدر جوش می زنم. حقيقتش دو دلم. هی با خودم می گم اين کلاس رو توش B بگير که يکم عادت کنی اينقدر وحشت نکنی موقع امتحان! اخه B گرفتن که وحشت نداره! (اخه من به عمرم بی نگرفته ام و از گرفتن بی وحشت دارم! اينم يه درد و بلا!) می گم الان بی رو بگير که نه نمره اش به حساب می اد نه توی GPA ات جمع زده می شه نه هيچی که بعدا يکم بيشتر درس بخونی! اصلا کی می فهمه تو بی گرفتی! اين نمره که جايی داره نميره! ولزلی هم که already بهت گفته کرديتشو قبول نمی کنه! مجبور هم نيستی به کسی بروز بدی که اين کلاس رو گرفتی! مهم اينه که داری چيزهای باحال ياد می گيری!  ولی بعد با خودم می گم نه بی چيه اخه تو اگه اين major ته و اينقدر گند می زنی دور رياضی و فوق ليسانس و دکترا و اينا رو خط بکش برو جلو ديزنی ورلد بليط بفروش! بعد تصور می کنم که بی گرفته ام و افراد فاميل دارن راجع بهم حرف می زنن٬ اين دختره بيسواد سر کلاس کمپلکس هم نتونست يه A بگيره بعد فکر می کنم معلم در موردم چی فکر می کنه شايد بايد به حرف معلم جبر خطيم گوش می کردم٬ گفته بود با اين زنه کلاس نگير معلم خوبی نيست ولی من خيلی می خواستم کمپلکس رو بگيرم!  بعد به اينده ام فکر می کنم٬ خودمو می بينم که دو ترم ديگه کلاس Analysis و Algebra رو در MIT گرفته ام و يه کلمه از حرفهای معلم رو نمی فهمم٬ انگار عبری حرف می زنه٬ بعد يه سوال می کنم و همه کلاس بهم می خندن٬ بعد خودمو می بينم ۳ سال ديگه که به زور فارغ التحصيل شدم و به دنبال اين بی نمره های سی و دی و اف تلنبار شده به هر دانشگاهی که می خوام برم برام نامه می نويسن که برو درتو بذار ام ای تی کدومه همين دانشگاه فلوريدا هم راهم نمی دن٬ فوق ليسانس که سهله کاری برای زمين شوری هم بهم نمی دن٬ بعد معلم کمپلکس رو توی خيابون می بينم و می گه اگه کمپلکس رو A گرفته بودی...! بعد می گم اصلا من از اين دانشگاه دو زاری (توهين نشه اگه هاروارد بود هم همينو می گفتم) از يه معلم دو زاری تر بی بگيرم! مگه می شه!  ولی ناکس خيلی بدذات بود! خيلی امتحانه سخت بود! اونقدر سخت بود که دو تا bonus گذاشته بود! فکر کنم از bonus ها بيشتر نمره بيارم تا از متن امتحان! می گما الان به سرم زد نکنه اصلا C بشم! ای وای! من اصلا انگار حاليم نيست! برم يکم تو سر خودم بزنم شايد عقلم تکون خورد يکم! راستی ! از پيشنهادت خوشم اومده ولی بعد ترم ديگه مجبور می شم اسمشو به تئوری اعداد عوض کنم!

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]