گيس گلابتون
دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳
خبر هم خبرهای امروزی

Monday, May 10, 2004

دو تا اتفاق خوب افتاد امروز. يکی اينکه بهم خبر رسيد که می تونم پاييز برگردم ولزلی٬ ديگه اينکه تونستم با پارتی بازی (بدون اينکه طرفی که داشت برام پارتی بازی می کرد بفهمه داره پارتی بازی می کنه) تونستم خودمو توی کلاس Complex analysis جا کنم !  Eileen از ولزلی زنگ زد که يه مصاحبه نيم ساعته باهام داشته باشه و بهم بگه که می تونم برگردم! برای رلی که من جلوی اين زن بازی کردم که خودمو خوشحال نشون بدم و نخوام کله اش رو از ته بکنم بايد اسکار می گرفتم! ماجرای پارتی بازی هم اين بود که هر چی رفتم انلاين ثبت نام کنم می گفت تو Prerequisite های اين کلاس رو نداری (خوب معلومه چون من اينجا شاگرد دائمی نيستم) منم رفتم دیپارتمنت رياضی يکی از معلمها که مسئول اين کار بود رو ببينم (خدا رو شکر اونی که دفعه پيش باهاش سر و کله زدم نبود وگرنه محال بود بتونم اسم بنويسم) يارو گفت اره من نمی دونم چرا اين کامپيوتر بازی در مياره بعد اسمم رو نوشت روی کاغذ گفت بيا برو اينو بده طبقه پايين به سکرتر بگو توی کلاس اضافه ات کنه!  خلاصه اينکه خوب بود! حالا بذارين از عروسی بگم:  عالی بود! من در تمام عمرم اينقدر بهم خوش نگذشته بود. اولندش که تمام فاميل از اقصی نقاط جهان (يونان٬ انگليس٬ ايران٬ فرانسه٬ امريکا....) اومده بودند و من تازه متوجه شدم ما که اينقدر فاميل خوب و باحال داريم چرا يکم بيشتر هم ديگه رو نمی بينيم! همه مون توی يک هتل بوديم و بيشترمون توی يک طبقه. خلاصه همه من رو دعوت کردند برم اروپا پهلوشون بمونم! ديگه اينکه عروسی مراسم عروسی نبود. يعنی مراسم عروسی رو ۲۰ اوريل (که روز تولد خواهر من بود) توی يکی از جزاير کاراييب گرفته بودند٬ و اين دو شب مهمانی برای عروسی بود.  شب اول توی يک رستوران ترکی برای اشنايی خانواده عروس و داماد با هم (عروس امريکايی است و داماد هم تقريبا امريکاييه يعنی از ۹ سالگی اينجا بوده) و شب دوم توی تراس هتل بود که حدود ۱۰۰ نفر مهمان اومده بودند.  و واقعا مهمانی خوبی بود با carribean theme.  غذاهايی هم که سرو شد غذاهای خيلی سالم بودند اردور ميگوی بخته quish (ببينم کيش رو چطوری سپل می کنن؟) و خيار با سس زيتون٬ سالادهای ميوه٬ grilled chicken و استيک و يک عالمه ميوه های tropical از قبيل توت فرنگی٬ اناناس٬ star fruit, موز٬ طالبی و ... و يک مقدار غذاهايی که من تا حالا نخورده بودم: يک مدل برنجی که بهش يک سبزی خيلی خوشمزه زده بودند٬ يک ميوه ای که شبيه موز بود و سرخ شده بود و خيلی خوشمزه بود٬ و يه ديگ سبزی که فکر کنم kelp بود.  و نوشيدنی مورد علاقه همه هم Pina Colata.  يه band هم اورده بودن که ragae می خوند و ما کمی رقصيديم حيف که هوا سرد شد و زود بزن و بکوب تموم شد.  اونطرف هم توی اتاق مجاور به تراس چای و قهوه و دسرهای بسيار عالی creme brulee و کيک شکلاتی و غيره سرو می کردند و روی يک پرده بزرگ هم عکسها و مراسم عروسی رو نشون می دادند.  خلاصه خيلی خيلی با کلاس و در عين حال به اندازه کافی casual و خيلی باحال بود. و از خود DC هم که هر چی بگم کم گفته ام! البته من می خواستم برم 1600 Pennsylvania Ave.  (خيلی نزديک هتلمون بود) ولی وقت نشد! چند سال پيش هم که رفتيم دی سی نتونستيم بريم! بابا اصلا به ما نيومده بريم کاخ سفيد ببينيم چه خبره!

 

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]