گيس گلابتون
جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۳
Determinant problem

Friday, March 26, 2004

ببينم کلاسو بندازم کجاش ايراد داره؟  ديگه اينکه چون سروش شديدا دلش برای من لک زده بود اومدم.  امروز سر امتحان جبر خطی معلمه اومده بالای سرم وايساده می گه you have an interesting mindstate! می گم چطور؟ می گه چيزی که واسه ديگران سخته واسه تو اسونه چيزی که واسه ديگران اسونه واسه تو سخته!  آخه يه روز ديگه بهمون يه چيزی درس داد که اونقدر جالب بود. من سر کلاس وقتی که ازم پرسيد که does it make sense برگشتم گفتم this thing is fascinating. و امروز دو تا سوال از اون قسمت داده بود و يه سوال داده بود در مورد مساحت يه مثلث با استفاده از بردار و من يادم رفته بود که دترمينان مساحته! سه ساعت داشتم با سواله کلنجار می رفتم که از يه مدل ديگه حلش کنم و نشد!  ولی جالب اينجاست که اخرش که ورقه رو دادم بهم می گه تو چرا lazy هستی! منو می گی! (آخه من بالاترين نمره کلاسو دارم اينم حرفه به من بزنن!!؟؟ اونم جلوی همه کلاس!) گفتم درس نخونده بودم و راستم بود. گفت نمی دونی چطوری حل کنی اخری رو گفتم نه! گفت دترمينان مساحته گفتم eh ...! همين طور جلوی همه گفت و اين به اين معنيه که هر کی بعد از من ورقه شو داد می دونست که سوال اخرو چطوری حل کنه.  راستی يه سوال basis به فارسی چی می شه؟ منظورم basis يک فضای برداری است. راستی رفتم کلاس کامپيوتره رو انداختم. آخه يکی نيست بگه دختر تو که کامپيوتر خونه نداری که بتونی روزی سه ساعت روی اين مسائل کار کنی کرم داری کلاس کامپيوتر بر می داری؟ تازه اين پسرايی که به من تقلب رو ياد دادن خودشون همه برنامه هايی که من نوشته بودم يا يه دختره ديگه نوشته بود گرفتن بعدشم کاملا زدن زيرش!!!! مرد ايرانی جماعت!

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]