گيس گلابتون
پنجشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٢
:>

Thursday, February 5, 2004

سلام!

آقا يه بنده خدايی به من لينک داده روزی ۲۰ نفر اينجا ميان! هر کی بوده خدا عمر با عزت بهش بده! ديگه اينکه من يه بلايی سر زانوم اوردم توی اين کلاس باله که آنسرش ناپيدا!  تازه ناخن پام هم يه مدل آنتيکی شده که يا يه nail fungus هست يا کار کار کفش نوک سفت باله است! و يا کمبود ويتامين!  ديگه اينکه من دارم نگران می شم که اين کلاس جبر خطی بنده رو ولزلی قبول نکنه! مطالبی که در موردشون بحث می کنيم واقعا چيز زيادی نيست و بدتر اينکه من احساس نمی کنم چيزی ياد گرفته باشم! يعنی طرف عوض اينکه به ما ياد بده چطوری مسائل رو ثابت کنيم (proof) فکر کرده ما خودمون بلديم و در مورد چيز ديگه حرف می زنه! خيلی آدم نايسيه ها ولی he is not gifted in teaching!  آقا من از يه چيزی خوشم نمياد! چرا هر کی پاشو اينور اب گذاشته فکر می کنه مخملباف خيلی باحاله؟ من گبه رو ايران ديدم بعد از تفکر عميق و فيلسوفانه به اين نتيجه رسيدم که دارم مغزم رو تلف اين مزخرفات می کنم و اينکه هر چيز بی سر و تهی احتياج به تفکر عميق نداره بعضياشون are plain nonsense! نه سر داشت نه ته و نه حتی وسط!  يه معلم writing داشتم که يه درس شناخت با سينما و فيلم هم می داد٬ وقتی قندهار رو ديد برام ايميل زد که اين فيلم نه سر داشت نه ته می خوام ببينم ماجرا چی بود من نفهميده بودم يا همه فيلمای ايرانی اينطورين؟ منم گفتم من مخملباف رو ban کردم که در مکتب شارلاتانيزم يد طولايی داره! و به نظرم اصلا هم هنرمند نيست! سو استفاده از nature که نشد هنر! تازه دوست هنرپيشه ای به عرض رسوند که توی سينمای ايران بهش می گن محمل باف!  حالا ماجرا چيه؟ من هر کاری کردم که بچه ها رو توی ولزلی منصرف کنم از اينکه فيلم قندهار رو نشون بدن نشد که نشد! من يه چيزی رو نمی فهمم چرا کسايی که امريکا بزرگ شده اند نظرشون با کسانی که ايران بودن اينقدر فرق داره! من نمی خوام نظرمو به کسی تحميل کنم ولی بعضيها حتی حاضر به تفکر به حرف تو نيستند! چطوره که ما وقتی فيلم آمريکايی می بينيم بايد خودمونو بذاريم جای يه امريکايی و قضاوت کنيم ولی وقتی يه امريکايی (تازه اونم يه ايرانی امريکايی) يه فيلم ايرانی می بينه حاضر نيست واقعيتهای جامعه ايرانی رو در نظر بگيره؟ مثلا اينا می گفتن فيلم باشو در مورد racism بود! و من هر کاری کردم که بهشون بفهمونم که نه بابا زنه به عمرش آدم سياه نديده بود نشد! خلاصه اينطور! می ترسم آخرسر يه کاری بکنن (با فيلم بی سر و ته نشون دادن) که ديگه سال بعد کسی نياد فيلم ببينه!  راستی سروش تو اينطوری حرف گی ها رو زدی نکنه خودتم عضوشونی؟ و جناب status من نتونستم پيدا کنم کجای بلاگ تو روش لينک گذاری رو گذاشته بودی  و شيما٬ من شنيدم جاوا از ++C سخت تره٬ خدا داناست! و persiangirl دست روی دلم نذار که chayanne زن و بچه داره ! وگرنه که quando pienso en lo, mi cuerpo recupera al alma!  راستی تو چيکار می کنی؟ ديگه اينکه نه روز مونده به ولنتاين (Valentine countdown) من ديگه برم سر کلاس باله! بای بای

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]