گيس گلابتون
سه‌شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٢
جيبام ديگه پر نيست:(!

Tuesday, January 20, 2003

سلام! آقا من کرم دارم انگار! هی می گم اينو برم بنويسم اونو برم بنويسم نه تنها نمی نويسم يادمم می ره! خوب! از کجا شروع کنيم؟ اولندش که از همه کسانی که به من کمک کردن در امر تصوير گذاری ممنون. می خواستم بگم که من خودم می دونم چطوری تصوير می شه گذاشت مشکل من اين بود که نمی دونستم اگه می خوام يه عکسی از روی فلاپی يا کامپيوترم يا از يه سايت بذارم چطوری عمل کنم. يعنی بقيه کار و اينکه بايد می رفتم روی اون عکس کوهها و اينا رو می دونستم. به هر حال ببينيم چقدر ياد گرفتم. قدم بعدی ياد گرفتن لينک گذاشتنه و منظورم اينه که مثلا من می خوام کنار صفحه لينک بدم به وبسايتهای مورد علاقه ام چيکار بايد بکنم.  شنبه شب يه پارتی دعوت داشتيم که حسابی خوش گذشت صبحش هم با راحله و خواهرم رفتيم خريد تا اخرين سنت توی حساب بانکيمو عطر و شلوار و شامپو و غيره خريدم! اخه همه مغازه ها حراج داشت و من نتونستم جلوی خودمو بگيرم! رفتيم Body Shop و يه مقداری اونجا خرج کردم٬ يه body wash و کرم دارشتند به اسم Rose که خيلی خوش بو ه و ديگه نمی ارن! برای همين من هر چی تونستم خريدم ! با شامپوی Banana و نرم کننده (اين اسمو سالهاست استفاده نکرده بودم!) Brazil Nut که خييييييييلی عاليند! برای همين من شديدا می خرم! من توی که کتابی خوندم که اگه به سرت موز بزنی موهات خوب می شه. من هی با خودم می گفتم بايد اينو امتحان کنم ولی موزه هی می موند و می گنديد (به قول دوستم ورمی چلوسيد). ولزلی که بودم يه روز می خواستم با چند تا از دوستها برم بيرون قبل از اينکه موهامو بشورم گفتم اينو امتحان کنم! چشمتون روز بعد نبينه من ۲ ساعت بعدش هنوز توی حموم داشتم موز از سرم بيرون می کشيدم! بعدش رفتيم Victoria's Secret که ببينيم می تونيم بفهميم secret ش چيه! البته من با خودم عهد کردم که هيچی زيرپوش و اينا نخرم چون بيش از مقدار لازم دارم برای همين رفتم توی قسمت Body و انگار يادم رفت که همين دو دقيقه قبلش يه پول کلانی بابت تن شور و کرم و اينا داده بودم! آخه Body by Victoria خيلی خوش بو ه! خواهرمم برام يه robe de chambre (ربدشامبر) خريد چون هی غر می زدم که توی خوابگاه به درد می خوره. راحله ديگه بهمون گفت اين بسه من نمی ذارم شماها ديگه خريد کنين! ولی به همينجا که ختم نشد بعدش رفتيم Express و Limited و اونجا يه عالمه پول دادم و در اخر توی يکی از department store ها شديدا ياد عشق ديرينم برای عطر intuition افتادم و گفتم I gotta have it! خلاصه اين از اين! بعدش شب رفتيم پارتی و شديدا همه به من compliment دادن که چقدر لباسم قشنگه و از اين حرفا! و من که تا دو ساعت قبلش يکهو دلم گرفت و داشتم های های اشک می ريختم همچين پريدم وسط سالن و با اهنگ بندری رقصيدم که بعدش که عکسها رو ديدم باورم نمی شد! آخه من و بندری! اصلا من نه از اهنگ بندری خوشم مياد نه بلدم بندری برقصم! راستی حرف رقص شد Alberto Alonso که روزگاری معلم خودم بود الان داره باله کارمن رو که برای Maya Plisetskaya از Bolshoi Ballet  طراحی کرده بود رو الان داره با باله ساراسوتا می بره روی صحنه توی شهر خودمون. اين عکس هم مال اونه! ببينيم ياد گرفتم عکس چاپ کنم يا نه! خلاصه اينکه همين!  من شديدا گرسنه ام از صبح تا حالا هيچی نخوردم از ساعت ۷ صبح دارم توی مدرسه و کلاس رقص و اينا می پلکم. تازه بعدشم بايد برم therapy ! راستی من پريروز move کردم به خونه مامان بزرگ و ديگه روی مبل نمی خوابم. البته زندگی با مامان بزرگ من بسييييييييييييييييييييييار دشوار است اگه غير ممکن نباشه! ببينيم تا کی دووم می ارم! و ديشب به اين نتيجه رسيدم که من شديدا به يک کامپيوتر احتياج دارم ! خيلی نابغه ام نه! همين ديگه من برم and fill my tummy! بای بای

PS. راستی ديشب خواهرم داشت در مورد تبريز توی يکی از وبسايتهای ايرانی تحقيق می کرد و توی قسمت تاريخش و مشروطه در مورد جد پدری بنده هم نوشته بود که ما شديدا خوشحال شديم و ذوق کرديم که يکی با انصاف پيدا شد که بدونه چه خبر بوده!

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]