گيس گلابتون
شنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٢
باز يادم رفت چی می خواستم بگم! عجبا!

Friday, November 14, 2003

سلام! باز من اومدم ولی راستش يادم رفت واسه چی اومدم! می خواستم يه چيزی بنويسم ولی يادم رفت! شانس! ديگه اينکه به اين نگار که گفت شانس داری روی مبل نمی خوابی بگم که پس فکر کردی توی تخت زن داييم و داييم می خوابم! ديگه اينکه مامان اينام اصلا بهم نمی گن چرا اينجوری شد! بقيه افراد فاميلن که می گن! يعنی خودتون ببينين! مردم چقدر می تونن فضول باشن! خدايا چطوری من يادم رفت چی می خواستم بگم! عجب روزگاری شده ها!

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]