گيس گلابتون
جمعه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٢
امشب

Thursday, September 18, 2003

بهم يه اتاق جديد دادن توی Stone Davis! مشکل اينجاست که من quad رو دوست دارم!  quad متشکل از چهار تا درم قديمی به اسم Beebe, Pomeroy, Caznove, Shafer است که بينشون بيبی خودمون از همه کوچکتر و درب و داغون تره.  ولی من اونجا همه رو می شناسم و دلم نمی خواد برم ستون ديويس!  حالا از اونطرف اين ستون ديويس خيلی معروفه فکر می کنم چون جديدا بازسازی شده و چون به تمام جاهای مهم مدرسه نزديکه و چون هيلری کلينتون اونجا زندگی می کرده.  خلاصه روی first class يه اعلاميه گذاشتم که اگه کسی از توی quad می خواد بره stone d من حاضرم اتاقمو باهاش عوض کنم.  امروز با سوگل و تارا رفتيم ام ای تی و فيلم اب و اتش رو ديديم. فيلمه رو قبلا دو بار ديده بودم که بار اولش دو سال پيش تابستون توی خود ايران بود.  پسر دوست بابام و دوستش هم اونجا بودند.  راستی دو سه روز پيش رفته بودم باستن و پسر دوست بابام و يه دوستش که المپياد فيزيک نقره گرفته بود و ام ای تی می ره رو ديديم. و خلاصه منو بردند گردوندن و خيلی خوش گذشت.  امشب که برگشتيم من شديدا دیپرس شدم باز !  سوگل که ازم خداحافظی کرد همين طور صاف تو چشمم نگاه کرد و گفت اگه به چيزی احتياج داشتی بهم بگو.  اين دختر اينقدر چشماش قشنگه!  خلاصه همين که اومد بره صداش کردم و گفتم می تونم باهات حرف بزنم و گفت البته!  منو برد توی حال shafer خوابگاهش و يکم اشک ريختم اونم باهام حرف زد و گفت نگران نباش درست می شه منم تمام ماجرای خودکشی رو واسش گفتم.  بغلم کرد و گفت شهرزاد اين حرفا رو نزن!!! بعد هی می گفت يه چيزی بگو من نمی دونم چی بگم! بعد گفت اگه انشای فرانسه تو می خوای بنويسی می تونی بيای اتاق من که تنها نباشی.(اخه بهش گفته بودم بايد يه انشا بنويسم.)  خلاصه رفتيم اتاقش و يه يه ساعتی مونديم و من انشای فرانسه مو نوشتم و اينا و الان هم اومدم و پرينتش کردم.  خلاصه خيلی خيلی دختر نايسی بود! بعدشم می گه بيا از اين به بعد با هم فارسی حرف بزنيم که من فارسيم خوب بشه! راستی سوگل پرزيدنت WPSA=Wellesley Persian Students Association ه.  من الان بايد برم بالا٬ يه مقداری لباس مباس واسه فردا جمع کنم با ملحفه تخت و اينا ببرم خوابگاه جديدم. دير داره می شه. بعدا می نويسم.  

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]