گيس گلابتون
چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢
BE all that you can BE

Wednesday, August 27, 2003

سلام

باز من اينجام٬ توی اتاق کامپيوتر خوابگاه و دارم می نويسم.  حالتون چطوره؟  جونم واستون بگه که توی Beebe (خونده می شه Beebee) يه عالمه رسم و رسوم قديمی ما داريم که بايد انجام بشن.  يکيشون اينه که شب اولی که اينجايی يه پنی بهمون می دن می گن يه ارزو کنين.  بعد که ارزو کردی تا Lake Waban می برندت و Moto ما هست When I say BE, You say BE; Bee, be ,Bee, be... البته اين رسم رو همه خوابگاهها دارند ولی شعارمون فرق داره. بعد که رسيدی به درياچه٬ می گن بايد با ۳ شماره همه سکه ها رو تو اب بندازيم هر کی دورتر انداخت امکان براورده شدن ارزوش بيشتره.  بعد که تو اب انداختيم می گن خوب حالا بايد بريم دنبال سکه ها که آرزومون براورده بشه٬ به عبارت ديگه يه اب بازی حسابی! من ارزو کردم که بيشتر از ولزلی خوشم بياد و بتونم اينجا رو تحمل کنم٬ البته من چون حوله ام رو جا گذاشته بودم نپريدم توی اب ولی فکر می کنم ارزوم already بر اورده شده.  دارم عاشق اينجا می شم!!!! خودم موندم چطور ممکنه و هنوز دو روز از فاجعه نگذشته وقتی بهش فکر می کنم خنده ام می گيره!  راستی امروز به اون اسپانيوليها زنگ زدم که تشکر کنم٬ يه پسره ای ورداشت و اسم و اينا خواست٬ گفتم می خواستم با کريستال حرف بزنم گفت تو کی هستی؟؟ گفتم اين شماره درسته؟ گفت اين يکی از دوستهای کريستاله! و ول نمی کرد يا مثلا بگه بيا اين شماره کريستال! هی اسم و اينا می پرسيد! من اخر گفتم اگه کريستال اونجا نيست خداحافظ!  ساعت ۹ صبح امروز رفتم که امتحان فرانسه رو بدم و يه کافه بسيار قشنگ وسط مدرسه کشف کردم توی Davis Museum.  جلوش هم صندلی و ميز داشت و چتر و می تونستی بشينی. امتحان اسپانيولی رو ندادم و رفتم باهاشون حرف زدم گفتم نمی خوام الان بدم گفتند اشکال نداره هر وقت خواستی کلاس اسپانيولی بگيری بده.  امروز با Dean of Class of 2005 ملاقات کرديم وای چه قدر nice بودن! اينجا خيلی باحاله همه با ادم يه طوری رفتار می کنن که انگار مغز متفکری! توی جنوب شماليها معروفند به بی احساسی٬ والا از کسايی که اينجا من ديدم بی احساسترينش همين هم اتاقی خودم بود که اهل فلوريداست!  راستی امروز رفته بودم  Shneider کارتم کار نمی کرد و من پشت درها قفل شده بودم.  آخه اينجا همه درها (به جز در اتاقت) با کارت تحصيليت وا می شه٬ برای همين هر کی می تونه به هر خوابگاهی بره و از چيزای اونجا استفاده کنه.  خلاصه رفتم اونجا و کارتم رو درست کردند سر راه برگشتن چند تا ميز بود که representative های بانکهای مختلف داشتند بانک خودشونو promote می کردند. ولی واقعا چه deal هايی!  نه monthly fee می دی unlimited checks, free atm card و يه عالمه چيزای خوب خوب که منو متوجه کرد که چقدر تو فلوريدا سرم کلاه رفته بود!  با Citizens Bank يه حساب باز کردم و يه عالمه خرت و پرت از جمله کيف و مداد و خودکار و nightlight و highlighter و lollipop و ... بهم دادند. بعد معلوم شد که rep يکی از اين بانکها ايرانيه خلاصه سلام و عليک و احوالپرسی کرديم و ايميل بهم داد که باهاش تماس بگيرم.  گفت که اونا يه network دارند از ايرانيهای توی باستن که از تمام دانشگاههای اونجا و اينا هم عضوشند.  بهش گفتم که من ماشين ندارم گفت اشکال نداره ما بهتون کمک می کنيم.  متاسفانه فعلا از ولزلی خارج نشده ام.  ولی امروز يکی دو بار رفتم شنايدر و برگشتم چون موقع ناهار باز ديدم کارتم کار نمی کنه! خلاصه فکر می کنم يه سه چهار مايلی راه رفتم.  اتوبوسی هم که از ولزلی شاگردهايی که MIT درس می گيرن رو می بره با کارت تحصيليمون مجانيه ولی هنوز راه نيفتاده٬ اين جمعه راه می افته.  خلاصه ديگه اين بود از اتفاقات امروز.  مدرسه ما خيلی زيباست شديدا دارم عاشقش می شم.  بياين يکم عکس ببينين: لينک 

اينم لينک خوابگاهمونه٬ خيلی عکس نداره البته: Beebe البته اين سايت مال احد دقيانوسه!!

خلاصه ديگه همين.  بعدا باز می نويسم. بای بای

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]