گيس گلابتون
سه‌شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٢
بازم دارم می ميرم٬ يکی کمک کنه!

Monday, August 11, 2003

سلام. خوبين؟  من هنوز وسط اسباب کشی قرار دارما٬ گفته باشم که بدونين! يکم دلتون بسوزه و در عين حال خوشحال شين که شما اسباب کشی ندارين. اونقدر کار روی سر من ريخته که اصلا اتاقمو می بينم نمی دونم از کجا شروع کنم.  امروز تو اين هير و ويری مادر بزرگم زنگ زده حال خواهرم رو بپرسه (اخه ديروز حالش زياد خوب نبود) خواهرم هم تحت تاثير قرار گرفت و گفت ميام ديدنتون! بعد من بهش می گم: ما سالی به دوازده ماه نشستيم تو خونه اب خنک می خوريم نمی ريم ديدنش٬ بعد تو امروز که اينهمه کار نکرده داريم گفتی ميايم!!!! ديگه اينکه٬ فکر می کنم از کار زياد و کم غذايی وزنم دو رقمی شده باشه! اخه يه دو ماهی هست که يه pirouette هم نکرده ام چه برسه به يه رقص حسابی و قبل از اسباب کشيش already از shape در اومده بودم و همه لباسام تو تنم لق می زدند و گشاد بودند! تازه چند تا کامنت هم گرفتم که تو لاغر شدی دختر! وزنمم يه ۴-۵ پوندی کم شده بود (که لابد به خاطر عضلاتی بود که داشتند از ريخت و قيافه زيبا می افتادند! تازه اون قبل از اسباب کشی بود!)  و جونم براتون بگه که امروز بر من مشتبه شد که من چقدر لباس دارم! (نه بهتره بگم چقدر خرت و پرت دارم!) حالا اگه نزنين اينم می گم که می خواستم يه دو سه تا دست هم بخرم! اخه ويکتورياز سيکرت مايو حراج کرده منم که خورهء اين جور چيزام يه يکی دو تا رو نشون کردم. (حالا خوبه من همين ۴ ماه پيش يه عالمه لباس که گشاد شده بودند رو دادم به Goodwill!  نمی دونم ولی انگار گنجه من لباس توليد می کنه!)  از لباس گذشته٬ من اينقدر عطر و کرم و ماتيک و .... دارم که اتاقم داره می ترکه! مثلا من شايد ۵ تا کرم دست داشته باشم! و ماهی يه بار يکيشونو می زنم يا من فقط ۵-۶ تا کيف مدرسه دارم٬ قرار شد نزنينا٬ (البته اين کيفا رو در طول يکی دو سال هست که خريدم يعنی همه رو ديروز نخريدم!) يا يه عالمه لوازم ارايش و اينا که نصفشونو اصلا باز هم نکرده ام! اخه من هر عطری که می خرم بعد از يه مدتی احساس می کنم ديگه بوی اصليشو روی من نمی ده و تازه دلمو می زنه٬ در نتيجه نصفه ولش می کنم و يکی ديگه می خرم٬ حالا من موندم و يه ۴-۵ تا عطر که همشون نصفه و نيمه اند! البته اين اخرين عطری که خريدم هنوز خوبه (Cocoa Chanel, Mademoiselle) ولی مدتی پيش شديدا مست بوی Intuition شده بودم! خيلی جالبه چون اين عطر (intuition) رو من يه سال که می خواستم عطر بخرم بو کردم و گفتم اه چقدر بوش شيرينه!  ولی بعدش sampler شو از يه جايی گير اوردم و تو کيفم بود و هر وقت نياز بود می زدم٬ بعد از يه مدتی شديدا بهش معتاد شده بودم٬ ولی هی تو گوش خودم خوندم که بايد مادمازل رو بزنی و تمومش کنی...ولی جديدا کاملا تصميم گرفته ام که يه عطر بخرم٬ حالا دقيقا الان نه ولی تا يکی دو ماه ديگه! يکی از optionهای ديگه ام one مال CK (اخه ۸ سال پيش که ما اينجا بوديم تازه در اومد و همه بوی اينو می دادند و منو شديد ياد اون موقعها می اندازه!) و بعدی white diamond مال Liz Taylor ه البته اين عطر شديدا بوی يه عطری رو می ده که يکی به من هديه داده بود و نو نوه! اخه عطره رنگ می ده!!! من عطری که رنگ می ده نمی زنم! راستی عطر جديد Estee Lauder هم بد نيستا! اگه اشتباه نکنم اسمش هست Beyond Paradise و البته از چند تا از عطر های VS هم خوشم مياد٬ rapture بد نيست و ديگه همين جديده Breathless  هم خوبه (دقيقا بوی يه چيزی که توی ترکيه مردم ازش همونطور که ايرانيها از گلاب استفاده می کنن استفاده می کنن رو می ده ولی اين عطر ترکی به جای بوی گل بوی ليمو می ده! و من اينقدر خوش شانسم که از اين گلاب يا ليمواب ترکی يه شيشه دارم هاهاها می تونم بزنم و همه فکر کنن اون عطر رو زدم) از ‌Body by Victoria هم خوشم مياد ولی از کرمش بيشتر از عطرش خوشم مياد! از فراوانی عطر و ۵۰ تا ماتيک و ... که من دارم که بگذريم نمی دونم اينهمه چيز رو کجا جا کنم. من موقعی که اين همه ات اشغال رو جمع می کردم هيچ وقت فکر نمی کردم يه روز مجبورم همه اينا رو توی اتاق يه dorm جا بدم! راستی Walgreens لاک و ماتيک Revlon رو دو تا رو برای قيمت يکی می ده٬ بايد ..! نخير بنده از رو نمی رم! آخه چيکار کنم که همه چی زود دل منو می زنه! خدا اون روزو نياره که من بخوام شوهر کنم٬ البته بيخود نيست هيچ کی رو قبول ندارم.  تازه عروسکهام يادم رفت آخه من کلکشن عروسک دارم٬ و يه عالمه هستند٬ يه چند تاييشو می برم بقيه رو می ذارم پهلوی خواهرم.  و البته حرف کتاب رو که نزنيد٬ همه رو جعبه کردم گذاشتم پيش مامان بزرگ البته نه اونايی که به درد درس و اينام می خوره.  راستی اينم بگم٬ من خيلی ارايش نمی کنم و بيشتر اوقات هم خودمو توی خونه درست می کنم تا بيرون٬ (ادم بايد proper باشه و به موقعش کاری رو انجام بده!) ولی به داشتن لوازم ارايش شديدا علاقه مند شده ام اونم بعد از اينی بود که از ايران اومدم! شايد دليلش اين باشه که به رنگها علاقه خاصی دارم اخه من ارتيست هستم٬ يعنی نقاشی می کنم (جايزه و روبان هم برده ام و نقاشيم روی يکی از برنامه های مدرسه هم چاپ شده و همينطوری نمی گم که ارتيست هستم٬ مثل خيلی از ادمها) ولی جدا٬ از بازی با رنگها خيلی خوشم مياد٬ چه روی پوست باشه و چه جای ديگه ولی بايد فهميد که ارايش هم برای خودش يه هنره و هر مدل خود رو درست کردن ارزش هنری نداره! البته من با اين مسئله تازه اشنا شده ام٬ و اونقدر هم در ارايش تبحر ندارم. البته يه مقداری از علاقه به لوازم ارايش از علاقه به زيبايی و سلامتی نشات می گيره! متاسفانه خيلی از ايرانيها مثل من وقتی که در ايران بودم فکر می کنند که هر چيزی که به صورت می زنند برای تغيير قيافه و قايم کردن صورت زير يه چيز غير واقعی است و وقتی اومدم امريکا بود که فهميدم بابا اگه می خوای پوستت همين طور خوب بمونه٬ بايد کرم spf دار بزنی که آفتاب چين نندازه روی صورتت يا moisturizer بزنی و exfoliate کنی و اينها درسته کرم هستند ولی به آرايش و تغيير شکل و دو رويی و اينا هيچ ربطی ندارند و تازه فهميدم که ارايش برای اينه که زيباييهای صورت رو به چشم بياره نه اينکه صورت رو زير يه چيز غير واقعی مخفی کنه. به هر حال من ديگه برم! اصلا من داشتم غر کار زيادمو می زدم و اينکه چقدر خسته ام٬ چطور به آرايش کشيد؟

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]