گيس گلابتون
سه‌شنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٢
من اينجام!

Tuesday, July 29, 2003

سلام!  اومدم ديدم پنج تا کامنت دارم٬ بازش کردم ديدم هيچ کدوم واقعا کامنت نيست. می دونين بعضی از اين کامنتها رو که می خونم با خودم فکر می کنم که ايا نويسنده اش واقعا مطلب منو خونده يا فقط می خواد اظهار وجود کنه! به هر حال.  اين هم شعری که قولشو داده بودم.  البته اين اون شعری که اول می خواستم بنويسم نيست٬ حالا اونم بعدا می نويسم٬ ولی اين به مطالبی که در پايين نوشتم می خوره.  اين شعر رو بنده وقتی کلاس ۱۲ بودم برای کار مدرسه نوشتم.  بايد يه emblematic poem می نوشتيم٬ يه شعر در مورد يه موضوع که شعر در قالب موضوع جا بشه. مثلا اگه شعر در مورد خورشيد است بايد نوشته اش شکل خورشيد باشه.  آخه يکی از اين شعرای انگليسی يه شعر اين مدلی نوشته بود که به ما درسش دادند.  به هر حال٬ اين شعر کاپی رايت داره يعنی نمی تونين از اينجا بدزدين!  و به سبک Dr. Seuss نوشته شده. آخه من که کوچيک بودم مامانم برام کتابهای دکتر سوس می خوند و من خيلی دوست داشتم!

MY CAT

I have a cat,

That's not in a hat, 

And doesn't sharpen his claws with the door mat,

But is noticeably huge; large and fat.

My cat isn't a real cat, you see,

It's worth much more than a cat to me,

In all of the world no pet could ever be,

Like my cat, which is as silent as a tree.

In fact my cat is the map on the wall,

Of bedroom, classroom, or even the hall,

And I look at it when days are boring and dull,

And I have nothing, nothing to do at all.

My cat's back and paws have a shade of green,

I bet it's greener than you have ever seen,

And if you ever wonder, "What does that mean?"

It's exactly the color of a lime jellybean.

This region of the map is full of grass and tree,

That's because it's next to the Caspian Sea,

If you go to the southern green parts you'll see,

That the hot summer there stings like a bee.

My cat has a brown chest and a brown head,

I still remember the day my mother said,

"They're the summits of the mountains that are dark red,

The black clouds up there have tears to shed."

The third color on my cat is yellow,

These are the deserts where life is so mellow,

If you are ever there and suddenly met a fellow,

Please do not forget to say, "Hello!"

My cat is the map of my country, Iran,

Which is located above the Sea of Oman,

This place is were the civilization has begun,

And living there for me was so much fun.

By: Shahrzad e zibaa

البته اين شعر به شکل نقشهء ايران بايد بشه٬ ولی اينجا نشد!  خلاصه ما يه ۱۰۵ از معلم گرفتيم. پنج نمره اضافی هم چون قافيه داشت. يووهوووو!

به هر حال.  مدتيه نيومدم اينجا. آنقدر سرم شلوغه که حد نداره!  کمتر از يه ماه به رفتن به باستن دارم.  و يه عالمه کار هست که هنوز نکرده ام.  خاله ام رو مجبور کردم برام قرمه سبزی درست کنه٬ خدا می دونه دفعهء بعدی که بخورم کی ه!  ديروزم خودمو دعوت کردم خونه اش استخر (خونهء خاله است ديگه!)  چون اونم خدا می دونه ديگه کی گير بيارم.  بعدشم رفتم دنبال ملاحفه و روتختی و چمدون و غيره! و بليطم رو هم ديروز آنلاين خريدم.  چند تا کتابم معلمهام بهم قرض داده بودن بايد ببرم پس بدم.  يکيشون هست Calendar: Humanity's Epic Struggle to Determine a True and Accurate Year نوشتهء David Ewing Duncan, خيلی کتاب جالبيه٬ ولی هنوز از ۵۰ صفحه بيشتر نخوندم٬ بابا کو وقت!!!  اونيکی کتاب (Taking Sides: Clashing View on Controversial Issues in Human Sexuality) رو هم برای يه تحقيق روانشناسی (Psychological Study) قرض گرفته بودم يه سال و نيم پيش٬ هنوز وقت نکرده ام پس بدم هی ايميل می کردم به معلمم٬ می گفت مهم نيست هر وقت خواستی بيار! وقت آه کشيدن هم ندارم. خلاصه اينکه هنوز نرفته دلم واسه غذای ايرانی و... تنگ شده٬ البته ولزلی هم هی نامهء خوشامد گويی می فرسته.  ديروز يه نامه فرستاده اند از طرف يکی از شاگردهای قديمشون که الان عضو جوان board of trustees است.  خيلی نامه اش قشنگ بود٬ يه قسمتش منو خيلی تحت تاثير قرار داد: 

You are the standard of a Wellesley woman.  There are no molds to fit here; you are who you are and Wellesley is glad to have you.

خلاصه موحب شد احساس راحتی کنم و خوشحالم که دارم می رم اونجا.  فعلا بايد برم٬ ولی بر می گردم٬ عين سنجد! بای بای

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]