گيس گلابتون
جمعه ۱٦ امرداد ،۱۳۸۳
پايان فصل گرما

اين تقی کيه واسه من کامنت گذاشته!؟ لطفا خودتو شناسايی کن!  ديگه اينکه به به دوستان قديمی (با شيما و نگارم) حالتون احوالتون؟ به زودی می رم بوستن و سرم خيلی شلوغه ديروز برام يه ليست فرستادن از چيزايی که می تونی خريداری کنی برای مدرسه. که حالا در فکرم که بخرم و جيبامو باهاش خالی کنم يا نه.  ديگه اينکه امروز امتحان تئوری اعداد داشتم. يه بلوز دارم روش نوشته MIT و هيچی ديگه نداره. منم اينو پوشيده بودم بلکه Morbius Inversion Theorem که يک مبحث بسيار ثقيله که از يه فرمول بسيار ساده هزار تا چيز طوماری derive می شه (ياد قضيه لانه کبوتری بيفتين) و من حسابی توش زاييدم از طريق Osmosis به بدنم جذب بشه. بعد از امتحان به معلمه می گم شما متوجه شدين که من initial های Morbius Inversion Theorem رو روی بلوزم نوشتم this way it's closer to my heart!  قه قه زد زير خنده! امتحانه بد نبود حقيقتش سخت اصلا نبود و به طور مرموزی همون سوالی که دو دقيقه قبل از امتحان من و يه پسره داشتيم سرش بحث می کرديم اومده بود. و پسره داشت واسه من مسئله رو توضيح می داد و خيلی بد توضيح داد من هيچی نفهميدم اخرش می گه بابا چون اينا partition by order هستند و من اين جمله يادم موند و سر کلاس برای سوال نوشتم و احساس باحالی بهم دست داد! ديگه اينکه خورشيد خانوم دير گفتی همه شاباش رو Frozen Mochaccino خوردم تقصير خودتونم بود که منو شبها تا ساعت ۳ بيدار نگه می داشتين و من مجبور شدم صبحها از اين اشغالها بخورم که بيدار بمونم و سر کلاس و درس نخوابم! تازه شما که بدون من ۴ تا قسمت Sex رو ديدين ديگه حرفی نمی تونين بزنين! حقتونه! راستی اين کسايی که از اينورا ميان رو من نمی شناسم از وبلاگ تو ميان؟  ضمنا جناب فرزاد (و امثالهم)٬ حالا من دلم خوشه اين نوشته هامو دو ماه ديگه می خونم می خندم٬ تو چرا ميای نوشته های منو می خونی؟ واست کارت دعوت که نفرستادم!

Ghesse goo

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]